ميلاد امام مجتبي

ولادت امام مجتبي مبارك باد


عکسهای کارت پستال ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام,تصاویر کارت پستال ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام,کارت پستال ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام,پوستر ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام,پس زمینه های ویندوز ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام,ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام,www.pixday.ir,تصاویر (کارت پستال) ولادت امام حسن علیه السلام – سری چهارم ,تصاویر (کارت پستال) ولادت امام حسن علیه السلام – سری سوم,تصاویر (کارت پستال) ولادت امام حسن علیه السلام – سری دوم,تصاویر (کارت پستال) ولادت امام حسن علیه السلام – سری اول,بک گراند ولادت امام حسن, بکگراند میلاد امام حسن ,تست کوکولوژی ,تصاویر (کارت پستال) ولادت امام حسن علیه السلام - سری اول, تصاویر امام حسن مجتبی ,تصاویر برای تبریک گفتن ماه رمضان, تصاویر برای ماه رمضان ,تصاویر برای ولادت امام حسن ,تصاویر به مناسبت تولد امام حسن ,تصاویر تبریک تولد امام حسن ,تصاویر تبریک میلاد امام حسن ,تصاویر تبریک ولادت امام حسن ,تصاویر تولد امام حسن, تصاویر در مورد امام حسن مجتبی (ع) ,تصاویر درباره تولد امام حسن ,تصاویر مخصوص ولادت امام حسن ,تصاویر های نیمه ماه رمضان, تصاویر های ولادت امام حسن(ع) ,تصاویر های ویژه ماه مبارک رمضان ,تصاویر ولادت امام حسن مجتبی ,تصاویر ولادت امام حسن مجتبی (ع) ,تصاویر ولادت امام حسن مجتبی(ع), تصاویر ولادت کریم اهل بیت , پس زمینه دسکتاپ ولادت امام حسن ,کارت پستال میلاد امام حسن مرداد 92, گلچین تصاویر تولد امام حسن,کارت پستال ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام 92

ایام حزن واندوه اهلبیت به محضر امام عصر تسلیت باد


حکایتهای شگرف از امام حسن مجتبی(علیه السلام)

حکایتهای شگرف از امام حسن مجتبی(علیه السلام)

امام حسن علیه السلام و خبر از غیب

در زندگی امام حسن علیه السلام موارد گوناگونی از بیان اخبار غیبی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

 1) زمانی امام حسین علیه السلام و عبدالله بن جعفر در تنگدستی واقع شده بودند. امام حسن علیه السلام یکی از روزهای ماه را نام برد و فرمود در آن روز از طرف معاویه هدایایی به آنان خواهد رسید. درست در همان روز فرستاده معاویه هدایایی برای آنان آورد.

 2) روزی امام حسن به افراد خانواده اش فرمود:«من با زهر شهید می‌شوم.» پرسیدند:«چه کسی تو را مسموم می سازد؟» فرمود:«یکی از زنان یا کنیزانم.» گفتند:«از خود دورش کن، و از خانه ات خارجش ساز.» فرمود:«مگر قضای الهی قابل تغییر است؟ اگر او را از خود دور کنم، باز هم کشته شدن من به دست اوست، زیرا تقدیر الهی چنین رقم خورده است.» چیزی نگذشت که جعده، همسر امام، به دستور معاویه، امام را با سّمی که در شیر ریخته بود، به شهادت رساند.

ادامه نوشته

جواب شش موضوع مبهم

جواب شش موضوع مبهم

مرحوم قطب الدّین رواندى در كتاب خرایج خود آورده است :

امام حسن

روزى یك نفر از بلاد روم خدمت امام علىّ علیه السلام وارد شد و اظهار داشت : من یك نفر از رعیّت تو و از اهالى این شهر هستم .

حضرت فرمود: خیر، تو از رعیّت من و از اهالى این شهر نیستى ؛ بلكه تو از سوى پادشاه روم آمده اى و او چند سؤ ال براى معاویه فرستاده است و چون معاویه جواب آن ها را نمى دانست به من ارجاع شده است .


ادامه نوشته

چهل حديث مجتبوي (عليه السلام)

چهل حديث مجتبوي (عليه السلام)
امام حسن

1ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَيْهِ السَّلام :

يَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ يُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.([1])

امام حسن مجتبي (عليه السلام) فرمود: اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى عفيف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان برايت تقسيم و مقدّر نموده است، تا هميشه غنى و بى نياز باشى. نسبت به همسايگان، دوستان و همنشينان خود نيكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى. با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى ديگران همانگونه با تو بر خورد نمايند.


ادامه نوشته

ولادت امام حسن علیه السلام مبارک

دعای خیر امام حسن (علیه السلام)

دعای خیر امام حسن (علیه السلام)

امام حسن

امام حسن (علیه السلام) چندین بار از مدینه پیاده به مكه برای انجام حج رفت در یكی از این سفرها كه از مدینه به سوی مكه راه افتاد، پاهایش بر اثر پیاده روی روی ریگهای خشك و سوزان ، ورم كرد. شخصی به آن حضرت عرض كرد: آقا اگر كمی سوار می شدید، پاهایتان بهتر می شد. امام فرمود: خیر وقتی به منزلگاه بعدی رسیدیم ، مرد سیاه چهره روغن فروشی پیدا می شود كه فلان روغن را دارد آن را برایم بخر، به پاهایم می مالم خوب می شود. عده ای عرض كردند: پدران و مادرانمان بفدایت در پیش منزلی سراغ نداریم كه در آنجا روغن بفروشند.

امام به راه خود ادامه داد، چند ساعتی نگذشته بود كه همان مرد روغن

ادامه نوشته

شفاعت امام حسن علیه السلام

شفاعت امام حسن علیه السلام

امام حسن مجتبی

عصر رسول خدا (ص) بود، حسن و حسین (ع) كودك بودند شخصی گناهی كرد و از شرم آن گناه ، مدتی مخفی شد و نزد رسول خدا (ص) نمی آمد تا اینكه آن شخص ، حسن و حسین (ع) را دید، آن دو را بر دوش ‍ خود سوار كرد و با همان حال به حضور رسول خدا (ص) آمد و عرض كرد: من گنهكارم ، در پناه خدا، و این دو آقازاده به حضور شما آمده ام تا مرا ببخشید رسول خدا (ص) وقتی كه آن منظره را دید، آنچنان خندید كه دستش را بر دهانش گذاشت ، سپس به آن مرد گنهكار فرمود: برو جانم تو آزاد هستی آنگاه به حسن و حسین فرمود: آن شخص در مورد عفو گناه خود، شما را شفیع قرار داد، در این هنگام آیه 64 سوره نساء نازل شد: ... ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوك فاستغفروالله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما: و اگر گنهكاران كه بر اثر گناه به خود ستم كردند، به نزد تو (ای پیامبر) می آمدند و از خدا طلب آمرزش می كردند و پیامبر هم برای آن ها استغفار می كرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند.

منبع: داستانهای شنیدنی از چهارده معصوم(علیهم السلام)، محمد محمدی اشتهاردی

بنویس برای تاریخ...

بنویس برای تاریخ...

امام حسن

صاد مثل صبر؛ مثل صلح؛ کاف مثل کریم اهل بیت.

کیسه‌های زر، سرخ شده‌اند از روی تو. دینار و درهم به قطره‌های باران می‌ماند که باید بچکد؛ باید بریزد بر سفره‌های گرسنه، بر دست‌های نیازمند. این تواضع نیست که به تو آبرو داده است؛

این تویی که به تواضع آبرو داده‌ای. این زهد نیست که به تو آبرو داده است؛ این تویی که به زهد آبرو داده‌ای. این بخشش نیست که به تو آبرو داده است؛

این تویی که به بخشش آبرو داده‌ای. گچ‌ ها سیاه می‌شوند برای از تو نوشتن. شرمنده، خورشید است که خوب نتابیده است؛ شرمسار، آسمان است که خوب نباریده است. دست‌های تو آبرو دادند به جود و کرم. آموزگار، دست‌های توست که می‌نویسند،‌ که می‌بخشند.

بنویس برای ثبت تاریخ؛ بنویس که صلح را برگزیدی تا نفس‌های آخر، حق و حقیقت نمیرد، تا آفتاب، زیر پوسته‌های ابر قرار نگیرد!

ادامه نوشته

اعتراض خاموش

اعتراض خاموش

امام حسن

اى کریم اهل بیت! از اعتراض خاموشت مى نویسم که چون نجابت گل هاى محمدى، عطر ایمان را در فضاى تنگ زیستن منتشر کرد؛ آنجا که مظلومیت تو، بى وفایى و سستى یارانت را تنهایى به دوش کشید.

از تو مى نویسم که زهر خیانت، لخته هاى جگرت را از گلوى حق پرستت سرریز کرد و خاک مدینه به خون غربت بخشنده ترین شاخه امامت آشنا شد.

آن که بر زانوان پیامبر مى نشست تا با بوسه اى از نفس هایش جان رسول الله را تازه کند، اینک راه نفس هایش با مکر زنانه اى خاموش شده است.


ادامه نوشته

پرستار قلب هاى سوخته

پرستار قلب هاى سوخته

امام حسن

چراغ را خاموش کن و حرفى از جنس رابطه روز و شب به میان نیاور!

تاریکى این خانه از آنِ تو!

خود را به خواب مى زنم تا سایه لرزان تو را که بر دیوار مى افتد، نبینم و آن گاه که تو دست آلوده ات را به سوى پیاله افطارم دراز مى کنى، پشت به تو مى نشینم.

از آداب جوان مردى و فتوت در قبیله بنى هاشم به دور است که کسى به دشمن خود پشت کند و از میدان جنگ بگریزد، اما وقتى دشمن آن قدر به تو نزدیک است که مى توانى لرزش دست هایش را در وقت آماده کردن جام شوکرانت ببینى، همان بهتر که چشمت در چشمش نیفتد و دشمن از پشت خنجر بزند.

کسى را خبر نکن!


 

ادامه نوشته

مفاد نامه ای که نوشته نشد!

مفاد نامه ای که نوشته نشد!

حضرت محمد


بُخاری که معتبرترین کتاب اهل سنت به نام اوست در کتاب حدیثی خود، احادیثی را از ابن عباس نقل می کند که در آنها یکی از غم انگیزترین صحنه های تاریخ اسلام بازگو شده است؛ ماجرایی که متاسفانه برخی از صحابه آن را به وجود آوردند و با خلق آن، قلب رسول خدا صلی الله علیه وآله را در آخرین روزها و یا ساعات عمر شریفش به درد آوردند.


 ماجرا از این قرار است:

«لَمَّا اشْتَدَّ بِالنَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَجَعُهُ قَالَ ائْتُونِی بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ»؛ زمانی که بیماری رسول خدا صلی الله علیه وآله شدت گرفت؛ فرمود: برگه ای برای من بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که بعد از آن گمراه نشوید.

«قَالَ عُمَرُ إِنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا»؛ بلا فاصله عُمَر گفت: بی تردید درد و بیماری بر پیامبر چیره شده و کتاب خدا نزد ما هست و همان ما را کفایت می کند.

با توجه به قبل و متن این سخن؛ منظور عُمَر این می شود: با وجود کتاب خدا در دست ما دیگر نیازی نیست رسول خدا چیزی بنویسد و ما را از گمراهی حفظ کند، خصوصا که او الآن در فشار درد و مریضی است و (معاذالله) اعتباری به سخنان او نیست.

پس از این سخنی که عُمَر در کنار رسول خدا صلی الله علیه وآله و با اشاره به ایشان بر زبان راند، بین حاضران اختلاف افتاد؛ برخی با او همنوا شدند و با آوردن برگ نوشته و قلم مخالفت کردند و برخی هم برای اطاعت از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با نظر عُمَر مخالفت کردند و خلاصه در بین جمع حاضر اختلاف بالا گرفت و سر و صدا زیاد شد.

«فَاخْتَلَفُوا وَ كَثُرَ اللَّغَطُ»

176
ادامه نوشته

حضرت امام حسن (ع)

حضرت امام حسن (ع)

1ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : يَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ يُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.

«بحارالأنوار، ج 78، ص 112»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: اي فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهي عفيف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشي. راضي باش بر آنچه كه خداوند سبحان برايت تقسيم و مقدّر نموده است، تا هميشه غني و بي نياز باشي. نسبت به همسايگان، دوستان و همنشينان خود نيكي و احسان نما تا مسلمان محسوب شوي. با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار داري ديگران همانگونه با تو بر خورد نمايند.




2ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : وَ نَحْنُ رَيْحانَتا رَسُولِ اللّهِ، وَ سَيِّدا شَبابِ أهْلِ الْجَنّةِ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ يَتَقَدَّمُ، اَوْ يُقَدِّمُ عَلَيْنا اَحَداً.

«كلمة الإمامُ الْحَسَن - عليه السلام -، ص 211»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - به دنباله وصيّتش در حضور جمعي از أصحاب فرمود: و ما دو نفر ـ يعني حضرت و برادرش امام حسين (عليهما السلام) ـ ريحانه رسول اللّه (صلي الله عليه وآله وسلم) و دو سرور جوانان اهل بهشت هستيم، پس خدا لعنت كند كسي را كه بر ما پيشقدم شود يا ديگري را بر ما مقدّم دارد.




3ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : وَ إنّ حُبَّنا لَيُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَني آدَم، كَما يُساقِطُ الرّيحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.

«بحارالأنوار، ج 44، ص 23، ح 7»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: همانا محبّت و دوستي با ما (اهل بيت رسول اللّه(صلي الله عليه وآله) سبب ريزش گناهان ـ از نامه اعمال ـ مي شود، همان طوري كه وزش باد، برگ درختان را مي ريزد.




4ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : لَقَدْ فارَقَكُمْ رَجُلٌ بِالاْمْسِ لَمْ يَسبِقْهُ الاْوَّلُونَ، وَ لا يُدْرِكُهُ أَلاْخِرُونَ.

«إحقاق الحقّ، ج 11، ص 183»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - پس از شهادت پدرش اميرالمؤمنين علي - عليه السلام -، در جمع اصحاب فرمود: شخصي از ميان شماها رفت كه در گذشته مانند او نيامده است، و كسي در آينده نمي تواند هم تراز او قرار گيرد.




5ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ كانَتْ لَهُ دَعْوَةٌ مُجابَةٌ، إمّا مُعَجَّلةٌ وَإمّا مُؤجَلَّةٌ.

«دعوات الرّاوندي، ص 24، ح 13»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: كسي كه قرآن را ـ با دقّت ـ قرائت نمايد، در پايان آن ـ اگر مصلحت باشد ـ دعايش سريع مستجاب خواهد شد ـ و اگر مصلحت نباشد ـ در آينده مستجاب مي گردد.




6ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : إنّ هذَا الْقُرْآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ وَشِفاءُ الصُّدُورِ.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 111»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: همانا در اين قرآن چراغ هاي هدايت به سوي نور و سعادت موجود است و اين قرآن شفاي دل ها و سينه ها است.




7ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : مَنَ صَلّي، فَجَلَسَ في مُصَلاّه إلي طُلُوعِ الشّمسِ كانَ لَهُ سَتْراً مِنَ النّارِ.

«تهذيب الأحكام، ج 2، ص 321، ح 166»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: هر كه نماز ـ صبح ـ را به خواند و در جايگاه خود بنشيند تا خورشيد طلوع كند، برايش پوششي از آتش خواهد بود.




8ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - :إنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْماراً لِخَلْقِهِ، فَيَسْتَبِقُونَ فيهِ بِطاعَتِهِ إِلي مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا، وَقَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا.

«من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 511، ح 1479»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: خداوند متعال ماه رمضان را براي بندگان خود ميدان مسابقه قرار داد. پس عدّه اي در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و خوشنودي الهي از يكديگر سبقت خواهند گرفت و گروهي از روي بي توجّهي و سهل انگاري خسارت و ضرر مي نمايند.




9ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : مَنْ أدامَ الاْخْتِلافَ إلَي الْمَسْجِدِ أصابَ إحْدي ثَمان: آيَةً مُحْكَمَةً، أَخاً مُسْتَفاداً، وَعِلْماً مُسْتَطْرَفاً، وَرَحْمَةً مُنْتَظِرَةً، وَكَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَي الْهُدي، اَوْ تَرُدُّهُ عَنْ الرَّدي، وَتَرْكَ الذُّنُوبِ حَياءً اَوْ خَشْيَةً.

«تحف العقول، ص 235»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: هركس جايگاه ـ عبادات ـ خود را در مسجد قرار دهد يكي از هشت فايده شاملش مي گردد: برهان ونشانه اي ـ براي معرفت ـ، دوست و برادري سودمند، دانش واطلاعاتي جامع، رحمت و محبّت عمومي، سخن و مطلبي كه او را هدايت گر باشد، ـ توفيق إجباري ـ در ترك گناه به جهت شرم از مردم و يا به جهت ترس از عقاب.




10ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : مَنْ أكْثَرَ مُجالِسَة الْعُلَماءِ أطْلَقَ عِقالَ لِسانِهِ، وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّ ما وَجَدَ مِنَ الزِّيادَةِ في نَفْسِهِ، وَكانَتْ لَهُ وَلايَةٌ لِما يَعْلَمُ، وَ إفادَةٌ لِما تَعَلَّمَ.

«إحقاق الحقّ، ج 11، ص 238»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: هر كه با علماء بسيار مجالست نمايد، سخنش و بيانش در بيان حقايق آزاد و روشن خواهد شد، و ذهن و انديشه اش باز و توسعه مي يابد و بر معلوماتش افزوده مي گردد و به سادگي مي تواند ديگران را هدايت نمايد.




11ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ، فَإنْ لَمْ تَسْتَطيعُوا حِفْظَهُ فَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ في بُيُوتِكُمْ.

«إحقاق الحقّ، ج 11، ص 235»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: علم و دانش را ـ از هر طريقي ـ فرا گيريد، و چنانچه نتوانستيد آنرا در حافظه خود نگه داريد، ثبت كنيد و بنويسيد و در منازل خود در جاي مطمئن قرار دهيد.




12ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : مَنْ عَرَفَ اللّهَ أحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْيا زَهِدَ فيها.

«كلمة الإمام الحسن - عليه السلام -، ص 140»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: هركس خدا را بشناسد، (در عمل و گفتار) او را دوست دارد و كسي كه دنيا را بشناسد آن را رها خواهد كرد.




13ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : هَلاكُ الْمَرْءِ في ثَلاث: اَلْكِبْرُ، وَالْحِرْصُ، وَالْحَسَدُ; فَالْكِبْرُ هَلاكُ الدّينِ،، وَبِهِ لُعِنَ إبْليسُ. وَالْحِرْصُ عَدُوّ النَّفْسِ، وَبِهِ خَرَجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ. وَالْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ، وَمِنْهُ قَتَلَ قابيلُ هابيلَ.

«أعيان الشّيعة، ج 1، ص 577»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: هلاكت و نابودي دين و ايمان هر شخص در سه چيز است: تكبّر، حرص، حسد. تكبّر سبب نابودي دين و ايمان شخص مي باشد و به وسيله تكبّر شيطان ـ با آن همه عبادت ملعون گرديد. حرص و طمع دشمن شخصيّت انسان است، همان طوري كه حضرت آدم - عليه السلام - به وسيله آن از بهشت خارج شد. حسد سبب همه خلاف ها و زشتي ها است و به همان جهت قابيل برادر خود هابيل را به قتل رساند.




14ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ أرْبَعُ أصابِع، ما رَأَيْتَ بَعَيْنِكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَقَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَيْكَ باطِلاً كَثيراً.

«بحارالأنوار، ج 10، ص 130، ح 1»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: بين حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است، آنچه كه را با چشم خود ببيني حقّ است; و آنچه را شنيدي يا آن كه برايت نقل كنند چه بسا باطل باشد.




15ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : ألْعارُ أهْوَنُ مِنَ النّارِ.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 105، ح 4»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: سرزنش و ننگ شمردن مردم انسان را، آسان تر است از معصيت و گناهي كه موجب آتش جهنّم شود.




16ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : إذا لَقي أحَدُكُمْ أخاهُ فَلْيُقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 105، ح 4»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: وقتي انسان برادر مؤمن ـ و دوست ـ خود را ملاقات نمود، بايد پيشاني و سجده گاه او را ببوسد.




17ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : إنَّ اللّهَ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثاً، وَلَيْسَ بِتارِكِكُمْ سُدًي، كَتَبَ آجالَكُمْ، وَقَسَّمَ بَيْنَكُمْ مَعائِشَكُمْ، لِيَعْرِفَ كُلُّ ذي لُبٍّ مَنْزِلَتَهُ، وأنَّ ماقَدَرَ لَهُ أصابَهُ، وَما صُرِفَ عَنْهُ فَلَنْ يُصيبَهُ.

«بحار الأنوار، ج 75، ص 110، ح 5»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: خداوند شما انسان ها را بيهوده و بدون غرض نيافريده و شما را آزاد، رها نكرده است. لحظات آخر عمر هر يك معيّن و ثبت مي باشد، نيازمندي ها و روزي هركس سهميّه بندي و تقسيم شده است تا آن كه موقعيّت و منزلت شعور و درك اشخاص شناخته گردد.




18ـ قالَ - عليه السلام - لِبَعْضِ وُلْدِهِ: يا بُنَيَّ! لا تُواخِ أحَداً حَتّي تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ، فَإذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخِبْرَةَ، وَ رَضيتَ الْعِشْرَةَ، فَآخِهِ عَلي إقالَةِ الْعَثْرَةِ، وَ الْمُواساةِ في الْعُسْرَةِ.

«بحار الأنوار، ج 75، ص 105، ح 3»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - به بعضي از فرزندانش فرمود: اي پسرم! با كسي دوستي و برادري بر قرار نكن مگر آن كه او را از هر جهت بشناسي و مورد اطمينان باشد، پس هنگامي كه چنين فردي را يافتي در همه امور با او باش.




19ـ سُئِلَ - عليه السلام - : عَنِ الْبُخْلِ؟ فَقالَ: هُوَ أنْ يَري الرَّجُلُ ما أنْفَقَهُ تَلَفاً، وَما أمْسَكَهُ شَرَفاً.

«أعيان الشّيعة، ج 1، ص 577»

از حضرت پيرامون بُخل سؤال شد؟ در جواب فرمود: معناي آن چنين است كه انسان آنچه را به ديگري كمك و انفاق كند فكر نمايد كه از دست داده و تلف شده است و آنچه را ذخيره كرده و نگه داشته است خيال كند برايش باقي مي ماند و موجب شخصيّت و شرافت او خواهد بود.




20ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : تَرْكُ الزِّنا، وَكَنْسُ الْفِناء، وَغَسْلُ الاْناء مَجْلَبَةٌ لِلْغِناء:

«كلمة الإمام حسن - عليه السلام -، ص 212»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: انجام ندادن زنا، جاروب و نظافت كردن راهرو و درب منزل، و شستن ظروف سبب رفاه و بي نيازي مي گردد.




21ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - :السِّياسَةُ أنْ تَرْعي حُقُوقَ اللّهِ، وَحُقُوقَ الاْحْياءِ، وَحُقُوقَ الاْمْواتِ.

«بحارالأنوار، ج 73، ص 318، ح 6»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: ـ مفهوم و معناي ـ سياست آن است كه حقوق خداوند و حقوق موجودات زنده و حقوق مردگان را رعايت كني.




22ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إلاّ هُدُوا إلي رُشْدِهِمْ.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 105، ح 4»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: هيچ گروهي در كارهاي ـ اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و ... ـ با يكديگر مشورت نكرده اند مگر آن كه به رشد فكري و عملي و ... رسيده اند.




23ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : اَلْخَيْرُ الَذّي لا شَرَّفيهِ: ألشُّكْرُ مَعَ النِّعْمَةِ، وَالصّبْرُ عَلَي النّازِلَةِ.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 105، ح 4»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: آن خوبي كه شرّ و آفتي در آن نباشد شكر در مقابل نعمت ها و صبر و شكيبائي در برابر سختي ها است.




24ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : يَابْنَ آدَم! لَمْ تَزَلْ في هَدْمِ عُمْرِكَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ اُمِّكَ، فَخُذْ مِمّا في يَدَيْكَ لِما بَيْنَ يَدَيْكَ، فَإنَّ الْمُؤْمِنَ بَتَزَوَّدُ وَ الْكافِرُ يَتَمَتَّعُ.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 111، ح 6»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: اي فرزند آدم از موقعي كه به دنيا آمده اي، در حال گذراندن عمرت هستي، پس از آنچه داري براي آينده ات (قبر و قيامت) ذخيره نما، همانا كه مؤمن در حال تهيّه زاد و توشه مي باشد; وليكن كافر در فكر لذّت و آسايش است.




25ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : إنَّ مَنْ خَوَفَّكَ حَتّي تَبْلُغَ الاْمْنَ، خَيْرٌ مِمَّنْ يُؤْمِنْكَ حَتّي تَلْتَقِي الْخَوْفَ.

«إحقاق الحقّ، ج 11، ص 242»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: همانا كسي تو را ـ در برابر عيب ها و كم بودها ـ هشدار دهد تا آگاه و بيدار شوي، بهتر است از آن كسي كه فقط تو را تعريف و تمجيد كند تا بر عيب هايت افزوده گردد.




26ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : القَريبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَإنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَالْبَعيدُ مَنْ باعَدَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَإنْ قَرُبُ نَسَبُهُ.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 106، ح 4»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: بهترين دوست نزديك به انسان، آن كسي است كه در تمام حالات دلسوز و با محبّت باشد گرچه خويشاوندي نزديكي هم نداشته باشد. و بيگانه ترين افراد كسي است كه از محبّت و دلسوزي بيگانه باشد گرچه از نزديك ترين خويشاوندان باشد.




27ـ وَسُئِلَ عَنِ الْمُرُوَّةِ؟ فَقالَ - عليه السلام - : شُحُّ الرَّجُلِ عَلي دينِهِ، وَإصْلاحُهُ مالَهُ، وَقِيامُهُ بِالْحُقُوقِ.

«بحارالأنوار، ج 73، ص 312، ح 3»

از امام حسن مجتبي - عليه السلام - پيرامون مُروّت و جوانمردي سؤال شد، حضرت فرمود: جوانمرد كسي است كه در نگهداري دين و عمل به آن تلاش نمايد، در اصلاح اموال و ثروت خود همّت گمارد، و در رعايت حقوق طبقات مختلف پا بر جا باشد.




28ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : عَجِبْتُ لِمَنْ يُفَكِّرُ في مَأكُولِهِ كَيْفَ لايُفَكِّرُ في مَعْقُولِهِ، فَيَجْنِبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ، وَيُوَدِّعُ صَدْرَهُ ما يُرْديهِ.

«بحارالأنوار، ج 1، ص 218، ح 43»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: تعجّب مي كنم از كسي كه در فكر خوراك و تغذيه جسم و بدن هست ولي درباره تغذيه معنوي روحي خود نمي انديشد، پس از غذاهاي فاسد شده و خراب دوري مي كند. و عقل و قلب و روح خود را كاري ندارد ـ هر چه و هر مطلب و برنامه اي به هر شكل و نوعي باشد استفاده مي كند ـ.




29ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : غَسْلُ الْيَدَيْنِ قَبْلَ الطَّعامِ يُنْفِي الْفَقْرَ، وَبَعْدَهُ يُنْفِي الْهَمَّ.

«كلمة الإمام الحسن - عليه السلام -، ص 46»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: شستن دست ها قبل از طعام فقر و تنگدستي را مي زدايد و بعد از آن ناراحتي ها و آفات را از بين مي برد.




30ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : حُسْنُ السُّؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ.

«كلمة الإمام الحسن - عليه السلام -، ص 129»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: كسي كه عادت سؤال و حالت پرس و جو دارد مثل آن است كه نصف علم ها را فرا گرفته باشد.




31ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : إنّ الْحِلْمَ زينَةٌ، وَالْوَفاءَ مُرُوَّةٌ، وَالْعَجَلةَ سَفَهٌ.

«كلمة الإمام الحسن - عليه السلام -، ص 198»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: صبر و شكيبائي زينت شخص، وفاي به عهد علامت جوانمردي، و عجله و شتابزدگي (در كارها بدون انديشه) دليل بي خردي مي باشد.




32ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : مَنِ اسْتَخَفَّ بِإخوانِهِ فَسَدَتْ مُرُوَّتُهُ.

«كلمة الإمام الحسن - عليه السلام -، ص 209»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: كسي كه دوستان و برادرانش را سبك شمارد و نسبت به آن ها بي اعتناء باشد، مروّت و جوانمرديش فاسد گشته است.




33ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : إنّما يُجْزي الْعِبادُ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلي قَدْرِ عُقُولِهِمْ.

«كلمة الإمام الحسن - عليه السلام -، ص 209»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: همانا در روز قيامت بندگان به مقدار عقل و درك و شعورشان مجازات مي شوند.




34ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : إنَّ الْقُرْآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ، وَ شِفاءُ الصُّدُورِ، فَيَجِلْ جالَ بَصَرُهُ، وَ لْيَلْجَمُ الصِّفّةَ قَلْبِهِ، فَإنَّ التَّفْكيرَ حَياةُ الْقَلْبِ الْبَصيرِ، كَما يَمْشي الْمُسْتَنيرُ في الظُّلُماتِ بِالنُّورِ.

«بحارالأنوار، ج 78، ص 112»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: همانا در قرآن چراغ هاي روشنائي بخش; و شفا بخش دردها و گرفتاري هاي دروني وجود دارد، پس كسي كه (خود را) با قرآن جلي دهد چشمانش قوي و روشن مي گردد; وقلب و درون خويش را صفا خواهد داد، چون كه تفكّر و انديشه (در قرآن سبب) حيات قلبِ آگاه مي باشد، همچنان كه شخص روشن دل در تاريكي ها به وسيله نور چراغ حركت مي نمايد و راه مي رود.




35ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : ألْمِزاحُ يَأْكُلُ الْهَيْبَةَ، وَ قَدْ أكْثَرَ مِنَ الْهَيْبَةِ الصّامِت

«كلمة الإمام الحسن - عليه السلام -، ص 139»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: مزاح و شوخي ـ هاي زياد و بيجا ـ شخصيّت و وقار انسان را از بين مي برد، و چه بسا افراد ساكت داراي شخصيّت و وقار عظيمي مي باشند.




36ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : أللُؤْمُ أنْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَةَ.

«كلمة الإمام الحسن - عليه السلام -، ص 139»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: از علائم پستي شخص، شكر نكردن از ولي نعمت است.




37ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : لَقَضاءُ حاجَةِ أخ لي فِي اللّهِ أحَبُّ مِنْ إعْتِكافِ شَهْر.

«كلمة الإمام الحسن - عليه السلام -، ص 139»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: هر آينه برآوردن حاجت و رفع مشكل دوست و برادرم، از يك ماه اعتكاف، در مسجد ـ و عبادت مستحبّي، نزد من ـ بهتر و محبوب تر است.




38ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : إنَّ الدُّنْيا في حَلالِها حِسابٌ، وَ في حَرامِها عِقابٌ، وَفِي الشُّبَهاتِ عِتابٌ، فَأنْزِلِ الدُّنْيا بِمَنْزَلَةِ الميتَةِ، خُذْمِنْها مايَكْفيكَ.

«كلمة الإمام الحسن - عليه السلام -، ص 36»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: چيزهاي دنيا اگر حلال باشد حساب و بررسي مي شود و اگر از حرام به دست آيد عذاب و عقاب دارد و اگر حلال و حرام آن معلوم نباشد سختي و ناراحتي خواهد داشت. پس بايد دنيا (و موجوداتش) را همچون ميته و مرداري بشناسي كه به مقدار نياز و اضطرار از آن استفاده كني.




39ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : وَ اعْمَلْ لِدُنْياكَ كَأنَّكَ تَعيشُ أبَداً، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأنّكَ تَمُوتُ غدَاً.

«كلمة الإمام الحسن - عليه السلام - ص 37»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: در دنيا ـ از نظر اقتصاد و صرفه جوئي و ... ـ چنان برنامه ريزي كن مثل آن كه مي خواهي هميشه دوام داشته باشي، و نسبت به آخرت به نوعي حركت و كار كن مثل اين كه فردا خواهي مُرد.




40ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبي - عَلَيْهِ السَّلام - : أكْيَسُ الْكَيِّسِ التُّقي، وَ أحْمَقُ الْحُمْقِ الْفُجُورَ، الْكَريمُ هُوَ التَّبَرُّعُ قَبْلَ السُّؤالِ.

«إحقاق الحقّ، ج 11، ص 20»

امام حسن مجتبي - عليه السلام - فرمود: زيرك ترين و هوشيارترين افراد، شخص باتقوا و پرهيزكار مي باشد; أحمق و نادان ترين افراد، كسي است كه تبه كار و اهل معصيت باشد; گرامي ترين و باشخصيّت ترين افراد، آن كسي است كه به نيازمندان پيش از اظهار نيازشان، كمك نمايد.



سيره عملي حضرت فاطمه(س)

سيره عملي حضرت فاطمه(س)

*بسم الله الرحمن الرحيم*

اللهم صل علي الصديقه فاطمه الزكيه حبيبه حبيبك و نبيك و ام أحبائك و أصفيائك التي انتجبتها و فضلتها و اخترتها علي نساء العالمين اللهم كن الطالب لها ممن ظلمها و استخف بحقها و كن الثائر اللهم بدم اولادها.


نامگذاري:
نخستين مسئله اي كه بين خانواده ها حتي قبل از تولد نوزاد مطرح است موضوع نامگذاري و انتخاب اسم است و بي شك برگزيدن هر اسمي حكايت از طرز تفكر و علاقه پدر و مادر به شخصي است كه نامش را براي فرزند خويش انتخاب مي كنند.
 آيا بهتر نيست أولياء محترم نامي را براي فرزندان خويش برگزينند كه باعث إحياء فرهنگ اسلام و زنده نگهداشتن أسامي قبيحه و بيگانه پرهيز كنند؟
در زيارت ارزشمند جامعه كبيره خطاب به خاندان پيامبر عليهم السلام عرض مي كنيم كه:
(و أسماؤكم في الأسماء .............. فما أحلي أسمائكم)
أسامي شما در بين أسامي است ........... و چقدر نامهاي شما با حلاوت و شيرين است.
(قيل لأبي عبدالله عليه السلام: انا نسمي بأسمائكم و أسماء آبائكم فينفعنا ذلك؟ فقال إي و الله).
حضور امام جعفر صادق عليه السلام عرض شد كه ما فرزندان خود را بأسماء شما و پدرانتان نامگذاري مي كنيم، آيا اين عمل براي ما در پيشگاه الهي أجر و فايده اي دارد؟ حضرت صادق عليه السلام فرمود: بلي بخدا قسم اين عمل نفع معنوي دارد.
 (ان النبي صلي الله عليه و آله قال: من ولد له أربعه أولاد لم يسم أحدهم باسمي فقد جفاني):
رسول خدا صلي الله عليه و آله مي فرمود: كسي كه چهار فرزند بياورد و هيچ يك را باسم من نامگذاري نكند بمن جفا كرده است. ممكن است كسي بگويد كه اولاد چه تقصيري دارد! وقتي پدر و مادر و بزرگترها نام زشتي براي او انتخاب كرده اند چه كاري از او ساخته است پاسخ اين عزيزان اينست كه هيچوقت دير نيست، اولاد مي تواند شخصاً اقدام كند و نام خوب را براي خويش برگزيدند و از همه بخواهد كه الزاماً او را با آن نام دلخواهش صدا بزنند.
 ( عن جعفر بن محمد عن أبيه عليهما السلام: ان رسول الله كان يغير الأسماء القبيحه في الرجال و البلدان ).
 امام صادق عليه السلام از پدر بزرگوارش نقل نمود كه فرمود: رسول اكرم(ص) أسماء قبيح مردم و شهرها از تغيير مي داد.
 همانطور كه ذكر شد بهترين نامها، أسامي و ألقاب معصومين عليهم السلام است، بنابر اين بچه شيعه ها و شيفتگان اهل بيت پيامبر(ص) لازم است كه نامهايشان همانند نامهاي آن بزرگواران باشد و چون در اين مقال بحث درباره بزرگ مقتداي بانوان فاطمه زهرا عليها سلام است به نقل اسامي آن حضرت اكتفا مي كنيم.
(عن يونس بن ظبيان قال: قال أبو عبدالله عليه السلام: لفاطمه عليها السلام تستعه أسماء عندالله عزوجل فاطمه، و الصديقه، و المباركه، و الطاهره، و الزكيه، و الراضيه، و المرضيه، والمحدثه، و الزهراء).
امام صادق عليه السلام فرمودند: حضرت فاطمه عليها سلام نزد خداوند بزرگ نه اسم دارند. فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه، زهراء.
 شيخ صدوق در كتاب أمالي و علل و خصال روايت فوق را با همان مضمون نقل نموده است.
 نامهاي حضرت فاطمه عليها سلام بر اساس نقل ابوجعفر القمي عبارت است از:
 فامطه، بتول، حصان، حره، سيده، عذرا، زهرا، حوراء، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه، مريم كبري، صديقه كبري و در آسمان او را نوريه و حانيه نامند.
 (زهراء) يعني درخشنده و روشن، (حصان) بمعناي پارسا و عفيف است، (حره) زن آزاد و كريمه را گويند، (محدثه) فرشتگان با او حديث مي گفتند، (محدثه) او در شكم مادر حديث مي گفت، (حانيه) به زني گويند كه كمال مهرباني را نسبت به شوهر و فرزندان خود داشته باشد.
(فاطمه) وصفي است از مصدر فطم و فطم در لغت يعني بريدن و قطع كردن، اين صيغه كه بر وزن فاعل معني مفعول مي دهد به معني بريده و جدا شده است، فاطمه از چه چيز جدا شده است؟
(عن الرضا عن آبائه عن علي عليه السلام قال: سمعت رسول الله صلي الله عليه و آله يقول: سميت فاطمه لأن الله فطمها و ذريتها من النار).
اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي فرمايد از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: نام دخترم فاطمه شد چونكه خداوند او و فرزندانش را از آتش جدا مي نمايد.
در حديث ديگر جبرئيل در پاسخ رسول گرامي(ص) گفت:
(سميت فاطمه في الأرض(لأنه) فطمت شيعتها من النار)
نام او را در زمين فاطمه گفتند زيرا كه خداوند شيعيان او را از آتش دوزخ جدا مي كند.
 مرحوم مجلسي از عيون أخبارالرضا عليه السلام روايت ديگري را نقل مي كند كه:
(قال ابن عباس لمعاويه: أتدري لم سميت فاطمه، فاطمه؟ قال لا، قال: لأنها فطمت هي و شيعتها من النار).
ابن عباس از معاويه پرسيد: مي داني چرا فاطمه را فاطمه ناميدند؟ گفت نه! ابن عباس گفت: چون او شيعيان او به دوزخ نمي روند. امام صادق عليه السلام به يونس بن ظبيان فرمود:
(أتدري أي شيء تفسير فاطمه؟ قلت: أخبرني يا سيدي قال: فطمت من الشر).
 آيا مي داني تفسير فاطمه چيست؟ گفت بفرمائيد آقاي من. فرمود: يعني از شر و بديها بريده شد.
 هنگامي كه فاطمه زهرا عليها سلام بدنيا آمد اهل آسمان به يكديگر مژده به ولايت آن حضرت مي دادند، (وحدث في السماء نور زاهر لم تره الملائكه قبل ذلك و قالت النسوه: خذبها يا خديجه طاهره مطهره، زكيه، ميمونه بورك فيها و في نسلها).
 در آسمان نوري درخشان جلوه گر شد كه تا آن لحظه هيچ يك از ملائكه نديده بودند و زنان (ساره- آسيه- مريم- كلثم) كه از بهشت براي ياري خديجه آمده بودند