امام هادى؛ مشعلدار هدایت
امام هادى؛ مشعلدار هدایت

امام هادی(ع) تحت مراقبت
افتراها و خبر چینىها با شكست روبرو گردید
نقش امام(ع) و موضع وى در حوادث
موضع عباسیان در برنامه ریزى امام(ع)
قیام هاى علویان و دعوت براى رضا از آل محمد(ص)
ا
چهل مروارید از صدف وجودامام هادی علیه السلام
چهل مروارید از صدف وجودامام هادی علیه السلام

| گویند سخنان و نوشته های هر کس مبیّن روحیات و شخصیت وی می باشد. امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: معرفِ هر کس زبان اوست و تا هنگامی که سخن نگفته در پشت زبانش پنهان است. کسی که به منبع فیض الهی وصل است سخنان پُر مغز و گرانبهایی ارائه می دهد که انسان ساز و سرنوشت ساز است. در این مقاله برخی از غنچه های کلام امام هادی علیه السلام را دستچین نموده و برای بهره گیری، تقدیم عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت می نماییم. | ||
شهادت امام هادي بر تمامي شيعيان ان حضرت تسليت باد
امام هادی علیه السلام در برابر دو انحراف
امام هادی علیه السلام در برابر دو انحراف
مسأله خلق قرآن

از مهمترین بحثهایی که در آغاز قرن سوم دنیای تسنّن را به خود مشغول داشته جدال بر سر مسئله حدوث و قِدَم قرآن بود که خود موجب پیدایش فرق و گروههایی در میان آنها شد . اولین کسی که این مسئله را مطرح ساخت احمد بن ابی داود بود.(1) سپس مأمون و پس از وی معتصم آن را دنبال کرده و سخت میکوشیدند تا علما و محدثین را بر قبول آن ـ اعتقاد به حدوث قرآن ـ که در تاریخ به عنوان محنة القرآن از آن یاد شده وا دارند. احمد بن حنبل در رأس اهل حدیث اعتقاد به قدم قرآن داشته و در این باره تحت فشارها و اهانت های حکومت عباسی و حتی به دستور آنها زیر ضربههای شلاق نیز قرار گرفته است.
پس از معتصم جانشین او ، متوکل جانب ابن حنبل را گرفته و به کمک هم ، قضیه را به نفع مذهب وی ـ اعتقاد به قدم قرآن ـ خاتمه داده و علمای مخالف خود را از میدان به در برده و به سکوت وا داشتند . بعلاوه آنها مذهب اهل حدیث را با محدودهای که ابن حنبل برایش درست کرده بود ، رایج کرده ، مذاهب دیگر را «بدعت» دانستند . متعاقب این جریان کلیه گروههای محدثین ـ به منظور دفاع از دیدگاههای خود ـ با هم درگیر شده و هر کدام نظر خاص خودشان را اظهار داشتند .
تا جائی که می دانیم در روایات اهل بیت و سخنان اصحاب ائمه هدی علیهم السلام بحثی در این زمینه به میان نیامده و شیعیان درباره آن سکوت اختیار کردهاند.دلیل آن نیز این بود که طرح اصل مسأله، امری نابخردانه و بی معنا بود. امروز نامهای از امام هادی علیه السلام در دست است که طی آن به یکی از شیعیان خود دستور میدهد در این زمینه اظهار نظر نکرده و جانب هیچ کدام از حدوث قرآن و قدم آن را نگیرد . آن حضرت در نامه خود چنین نوشتهاند:
«خدا ما و تو را از ابتلای در فتنه برحذر دارد ، اگر خود را از آن دو نگهداری به صلاح است و گرنه به هلاکت میافتی .
ایرانیان نقوی
ایرانیان نقوی

اکثریت قریب به اتفاق شیعیان ائمه طاهرین علیهم السلام از کوفه بودند . این مطلب با مراجعه به کتب رجالی شیعه به خوبی استفاده میشود ؛ زیرا به آخر اسامی اکثریت آنها کلمه « کوفه » اضافه شده است چنانکه از دوران امام باقر و امام صادق علیهماالسلام به این طرف کلمه قمی در آخر اسم تعدادی از اصحاب ائمه به چشم میخورد، اینها اشعریهای عرب تباری بودند که در قم سکنی گزیده بودند .
قم، پایگاهی استوار
در زمان امام هادی علیه السلام، قم مهمترین مرکز تجمّع شیعیان ایران بود و روابط محکمی میان شیعیان این شهر و ائمه طاهرین علیهم السلام برقرار بود . این نکته را نباید فراموش کرد که درست همان اندازه که میان شیعیان کوفه گرایشات انحرافی و غلوّآمیز رواج داشت ، در قم اعتدال و بینش ضد غلوّ حاکم بود . شیعیان این دیار ، اصرار و ابرام فراوانی در این مسئله از خود نشان میدادند . چنانکه نامه معروفی که درباره غلوّ به امام هادی علیه السلام نوشته شده ، از این شهر بوده و سختگیری به غلات نیز در این شهر ، فراوان بوده است .
در کنار قم دو شهر آبه یا آوه و کاشان نیز تحت تأثیر تعلیمات شیعی قرار داشته و از گرایشی از نوع بینش اهل قم برخوردار بودند . در پارهای روایات از محمد بن علی کاشانی نام برده شده که در باب توحید از امام هادی علیه السلام سؤالی کرده است.(1)
مردم قم روابط مالی نیز با امام هادی علیه السلام داشتهاند . در این زمینه از محمد بن داود قمی و محمد الطلحی یاد شده است که از قم و بلاد تابع آن ، اموال و اخبار درباره وضعیت آن سامان به امام می رسانیدهاند.(2) چنانکه یکی از اتهامات آن حضرت این بود که اموالی از طرف مردم قم برای او فرستاده میشود.(3)
بسوی عصر طلایی ظهور
بسوی عصر طلایی ظهور

زمانی که امام هادی علیه السلام متولد شد و پس از امام جواد علیه السلام ولایت و امامت امت را به دست گرفت، تفکر مهدویت به شدت در جامعه رو به افزایش بود. این مسئله اختصاصی به شیعیان و علویان نداشت. از آن جایی که عباسیان خود از بنی هاشم بودند و تفکراتی مشابه تا عصر آغازین عباسی داشتند و بر این باور بودند که در زمانه ای، جور و ظلم و بی عدالتی افزایش می یابد و از نسل نهم امام حسین علیه السلام شخصی هم نام و هم کنیه حضرت پیامبر، زاده می شود و به عنوان مهدی امت، حکومت جهان را در دست می گیرد و نظام عدالت محور ولایی را ایجاد می کند. این تفکر در میان اهل سنت نیز بخاطر وجود روایات بسیاری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وجود داشت.
در برخی از روایات، از امامی قریشی یاد می شد و در برخی دیگر نیز از امامی هاشمی نسب سخن به میان می آمد. در برخی دیگر تصریح به فرزندی از فرزندان حسین علیه السلام شده بود و یا این که او فرزند حسن علیه السلام است. ترکیب حسن و حسین در برخی از روایات گول زننده و از مقوله متشابهات بود. مراد از حسن در این روایات حسن فرزند امام حسین علیه السلام بود ولی برخی بر این باور شدند که مراد، فرزندی از فرزندان امام حسن مجتبی علیه السلام است.
به هر حال آن چه ثابت بود و کسی درباره آن تشکیک نمی کرد مسئله ظهور امامی قریشی و هاشمی بود که در هنگام ظلم و جور قیام می کند و جامعه جهانی را در عدالت مدیریت می کند و ظلم را ریشه کن می سازد و در آن زمان همه گنج های زمین آشکار می شود و مردم آسایش و آرامش را در زمین تجربه می کنند. این همان حکومت صالحان است که خداوند در قرآن بدان وعده داده و تفکر عصر طلایی را در آینده در اذهان مسلمانان پرورانده است.
پیامکهای نقوی
پیامکهای نقوی

میشود تکثیر با یادت تمامِ اشکها بر تو باد، ای آسمانی دل، سلام اشکها
مثل بارانیترین فصلی که میگیرد دلم یک جهان، اندوه دیدم، در پیام اشکها
سلام بر تو ای زبان گویای همهی پاکی ها ! ای پاسدار شرافت!
سلام بر تو ای امام دهم و گل روی معنا!
سلام بر تو ای شکیبا! سلامی از همه سوی زمین و زمان، به بلندای برترین نقطه آسمان...
***
غروب غریبانه دهمین آفتاب آسمان ولایت، امام علی النقی علیه السلام بر رهروان راه پاکش تسلیت باد.
ای وای دوباره شام غربت سر زد چاووش عزا به خانهی دل در زد
در شهرِ جفا، مرد صفا تنها شد چهارم علی از دیار فانی پر زد
امام علی النقی علیه السلام :
همانا ولایت ما اهل بیت براى شیعیان و دوستانمان پناهگاه أمنى مى باشد كه چنانچه در همه امور به آن تمسّك جویند، بر تمام مشكلات فایق آیند.
(بحارالانوار،50/215)
ارتش خدا به هوش باشد!
ارتش خدا به هوش باشد!

سال 67 وقتی جنگ هوایی و زمینی به پایان رسید دشمنانی که برای حذف اسلام نابی که از ایران طلوع کرده بود صدام را پیش انداخته بودند و هر چه زدند به در بسته زدند با یک تغییر تاکتیک، جنگ با اسلام را به میدان دیگری کشاندند. در صحنه جدید با اینکه سازوکار نبرد عوض شد ولی هدف همان هدف شومی بود که اینها از اول داشتند و آن چیزی نبود جز هتک و نابودی اسلام و مسلمانی.
چه ساده اندیشان اند کسانی که جنگ را با پذیرش قطعنامه پایان یافته تلقی کرده و دیگران را متهم به دشمن پنداری و توهم توطئه می کنند. قرآن کریم با صراحت تمام هشدار می دهد که تا اسلام در جامعه شما پا برجاست دشمنان قسم خورده آن، لحظه ای دست از دشمنی با شما نمی کشند و هر چه در توان دارند به کار می گیرند تا این گوهر ناب را از دست شما بیرون کرده و بی دینی را بین شما رواج دهند.
«لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى یَرُدُّوكُمْ عَنْ دینِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا (بقره/217)؛ پیوسته با شما در جنگ و ستیزند تا اگر توانستند شما را از دینتان برگردانند.»
از آیه استفاده می شود این جنگ وقتی به پایان می رسد که یا دشمنان اسلام به کلی نابود شوند و یا اسلام واقعی از بین مسلمانان رخت بربندد و جامعه اسلامی کالبدی بی روح شود. پس اگر مردم کشوری مسلمان بودند؛ ولی هیچ حمله ای از سوی دشمنان اسلام به کشور و یا باورهایشان نشد بدانند آن ره که می روند به ترکستان است؛ زیرا معلوم می شود که اسلام آنها و باورهایشان تهی از روح ایمانی است که قرآن به آن دعوت می کند.
از امام علی النقی علیهالسلام چه میدانیم
از امام علی النقی علیهالسلام چه میدانیم

حضرت امام علی النقی علیه السلام در سال 214 هجری قمری و ظاهرا در مدینه به دنیا آمده اند. آن بزرگوار در سن شش سالگی و پس از شهادت پدرشان امام جواد (220 ه ) به امامت رسیدند و تا سال 254 ه – و به مدت 34 سال – عهده دار این منصب سترگ الهی بودند.
مادر ایشان بنابر مشهور سمانه نام دارد. از امام، چهار پسر و یک دختر باقی ماندند: امام حسن عسکری، حسین ، محمد و جعفر - معروف به کذاب – و عَلیّه. فعلا به این چند سطر درباره حیات شخصی ایشان بسنده می کنم.
حکّام زمانه امام دهم
امام هادی در طول دوران امامتشان با 6 نفر از خلفاء عباسی معاصر بودند: معتصم عباسی (م 227 ه ) واثق(م 232 ه ) متوکل(م 247 ه ) منتصر (م 248 ه ) مستعین(م 251 ه ) معتز (م 255 ه ) که در این میان دوران متوکل عباسی هم به لحاظ طول زمان و هم به لحاظ ثبات حکومت عباسی دارای جایگاه خاصی است.
می دانیم که متوکل دشمنی خاصی با اهل بیت علیهم السلام داشته است و به ویژه نسبت به امیرالمومنین بی ادبی می کرده است. اساسا تبعید امام هادی علیه السلام از مدینه به سامرا و تحت نظر قراردادن ایشان در آن جا از اقدامات متوکل برای کنترل حضرت قلمداد میشود. شواهد بسیاری بر این مدعی است، از جمله تصریح سبط ابن جوزی بر این مطلب. او از قول دانشمندان تاریخ نقل می کند که متوکل به یحیی بن هرثمة گفت: ( اذهب الی المدینة و انظر فی حاله و اشخصه الینا ).
شیخ مفید(ره) سبب انتقال امام هادی علیه السلام به سامراء را اینگونه بیان می کند:

امام هادی علیه السلام هنگام شهادت امام جواد علیه السلام و بعد از آن در مدینه حضور داشتند تا اینکه متوکل عباسی آن حضرت را به سامراء منتقل کرد.
شیخ مفید(ره) سبب انتقال امام هادی علیه السلام به سامراء را اینگونه بیان می کند:
دلیل احضار حضرت ابوالحسن امام هادی علیه السلام به سامرا این بود: عبد اللَّه بن محمد که در مدینه منوره امور جنگى و امامت جماعت را بر عهده داشت از امام هادی علیه السلام به متوكل شكایت و از ایشان بدگویی کرد و منظورش هم از این کار رساندن آزارى به آن حضرت بود.
امام هادی علیه السلام از بدگویی او با خبر شده نامه ای به متوكل مرقوم فرمود به این مضمون:
«نفس سركش عبداللَّه او را بر این داشته كه از من بدگویی کند و آنچه نوشته همگی دروغ است».
متوكل پس از قرائت نامه امام علیه السلام ، عریضه ای تقدیم داشت و آن حضرت را با بهترین طرز ممکن به سامرا دعوت کرد.
این نامه كه به حضرت ابو الحسن امام هادی علیه السلام رسید اسباب سفر مهیا كرده به همراه یحیى بن هرثمه (فرستاده متوکل) به سمت سامرا عزیمت فرمود. وقتی حضرت وارد شهر سامرا شدند متوكل كه خود، نامه دعوت برای امام علیه السلام فرستاده بود به جاى اینكه به استقبال بیاید و سر راه آن جناب قربانى کند به یاد مهمان نوازی كوفیان افتاد و روز ورود آن حضرت خود را مخفى ساخت. امام علیه السلام به ناچار در كاروانسرایى كه محل بى كسان بود و «خان الصعالیك» نامیده مىشد رحل اقامت افکندند و یك روز در آنجا به سر بردند.
امر و فرمان خداوند بسوی شماست
امر و فرمان خداوند بسوی شماست

یکی از مظلومترین امامان شیعه حتی در بین شیعیان، حضرت ابوالحسن ثالث، علی النقی، امام هادی علیه السلام می باشد، چرا که کمتر نام و ثنایی از ایشان به میان می آید، گرچه عمیق ترین، زیباترین، جذاب ترین، دقیق ترین، وزین ترین رساله امام شناسی که لایق حضرات معصومین باشد، منسوب به حضرتش می باشد.
بر آن شدیم تا فقط یک جمله از این زیارتنامه را به حدّ وسع خود به بحث بگذاریم تا نمی از یَم دریای هادی علیه السلام را بهره مند شویم.
«و أمرُه إلیکم»
غرض از انتخاب این جمله هم عمیق بودن و هم چند بُعدی بودن آن می باشد و از طرفی ممکن است شبهاتی در ذهن ایجاد کند، به همین دلیل این جمله را انتخاب نمودیم تا کمی به عمق این زیارتنامه اشاره کنیم.
اولین نکته که تذکر آن خالی از لطف نیست این است که این جمله مثل بسیاری دیگر از جملات این زیارتنامه مقتبس از آیات قرآنی می باشد. بعنوان مثال: جمله ی «من أطاعکم فقد أطاع الله» اشاره به آیه 80 نساء دارد: «من یطع الرسول فقد أطاع الله»؛ یا جمله ی «من اتّبعکم فالجنة مأواه» مقتبس از «و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فإن الجنة هی المأوی» می باشد؛ یا به شکل خیلی واضح «عصمکم الله من الزلل ... و طهّرکم من الدنس و اذهب عنکم الرجس و طهّرکم تطهیرا» اشاره به آیه تطهیر دارد. یا جمله «و جاهدتم فی الله حق جهاده» اشاره به آیه پایانی سوره حج دارد: «و جاهدوا فی الله حق جهاده»؛ و یا مثل جمله «و دعوتم الی سبیله بالحکمه والموعظه الحسنة» اشاره به آیات پایانی سوره نحل دارد: «ادع إلی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه».
اوضاع سياسي زمان امام هادي عليه السلام
اوضاع سياسي زمان امام هادي عليه السلام

زندگي اجتماعي - سياسي امامان عليهم السلام صحنه تامل برانگيز احساس مسئوليت ائمه عليهم السلام در جهت حفظ دين و توسعه آگاهي و شعور است. پايبندي به اصول و مباني دين در کنار توجه به اوضاع و احوال جامعه، سبب شده است تا مطالعه کنندگان تاريخ، مشترکات و تفاوتهاي قابل توجهي را در زندگاني آنان شاهد باشند.
پس از شهادت حضرت رضا (عليه السلام)، رويکرد عباسيان نسبت به ائمه در ظاهر نيز روي به تندي و شدت گذاشت. امام جواد (عليه السلام)، به بغداد فراخوانده شد و مأمون به رغم اکراه امام جواد (عليهالسلام)، با هدف کنترل هر چه بيشتر امام و نيز بازسازي چهره خود در جامعه به عنوان قاتل حضرت رضا (عليه السلام)، دخترش را به عقد امام جواد عليه السلام درآورد و بدين ترتيب شبکه جاسوسي خود را تا عمق خانه امام نفوذ داد.
احضار امام هادي عليه السلام به سامرا
احضار امام هادي عليه السلام به سامرا

حضرت علي بن محمد عليهماالسلام ملقب به "هادي"، دهمين امام شيعيان است. ايشان در نيمه ذيحجه سال 212 هجري در "صريا" متولد گشت.
آن حضرت و فرزند گرامي ايشان امام حسن عليهماالسلام به عسكريين شهرت يافتند(1)، زيرا خلفاي بنيعباس آنها را از سال 233 ه. ق به سامرا(عسكر) برده و تا آخر عمر پر بركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند.
امام هادي عليه السلام به لقبهاي ديگري مانند: نقي، عالم، فقيه، امين و طيب شهرت داشت و كنيه مبارك ايشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه امام موسي كاظم و امام رضا (عليهماالسلام) نيز ابوالحسن بود، لذا براي اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم عليهالسلام، ابوالحسن ثاني به امام رضا عليه السلام و ابوالحسن ثالث به حضرت هادي عليهالسلام اختصاص يافته است.
برخوردهاي متوكل با امام هادي عليهالسلام
برخوردهاي متوكل با امام هادي عليهالسلام

امام هادي عليه السلام در مدت اقامت اجبارياش در سامرا، به ظاهر زندگي آرامي داشت، و متوكل ميخواست ضمن نظارتهاي كلي و تحت كنترل گرفتن، وي را در نقش يكي از درباريان درآورده و از ابهت و عظمت آن بزرگوار در چشم مردم بكاهد.
طبرسي مينويسد: متوكل سخت در تلاش بود تا شخصيت امام را نزد مردم پايين آورد. (1)
مسعودي مورخ مشهور نمونهاي از برخوردهاي امام با متوكل را اينگونه آورده است:
به متوكل گزارش دادند كه در منزل امام هادي(عليهالسلام) ادوات جنگي و نامههايي از شيعيانش به او وجود دارد. او دستور داد تا عدهاي از سربازان و مأموران - نابهنگام و غافلگيرانه - به منزل امام هادي (عليه السلام) حمله برند. وقتي وارد خانه شدند، ايشان را در اطاقي كه زيرانداز آن از شن و ماسه بود تنها يافتند، در حالي كه در را بر روي خود بسته، لباسي پشمينه بر تن كرده، روپوشي بر سر انداخته و آياتي از قرآن در مورد وعد و وعيد را زمزمه ميكرد.
"كجا رفت آن چهرهها كه با ناز و نعمت پرورش يافته و مقابل آنها پردههاي گرانبهاي نازك آويخته بودند. هنگامي كه اين سؤال از آنها ميشود، قبرهايشان از طرف آنها جواب ميدهد: آن چهرهها هم اكنون محل آمد و شد كرمهاي لاشخوار شدهاند."
استفتائات متوكل از امام هادی علیه السلام
استفتائات متوكل از امام هادی علیه السلام

متوكل كاتب و نویسندهای نصرانی داشت كه به او بسیار احترام میگذاشت و به خاطر علاقهای كه به او داشت او را با كنیه (ابو نوح) صدا میزد. عدهای از كاتبان و نویسندگان كاخ این عمل را نادرست خوانده و گفتند: "جایز نیست كافر را با كنیه صدا بزنیم." متوكل از فقها استفتاء كرد و نتیجه منجر به دو نظر شد: گروهی آن را جایز دانستند و گروهی منع كردند.
متوكل ناچار از امام هادی علیه السلام استفتاء نمود و ماجرا را نوشت.
امام در پاسخ نوشتند: "بسم الله الرحمن الرحیم. تَبّت یَدا اَبی لَهَبٍ و تَب"؛ نابود باد ابولهب و دو دستش بریده باد. (سوره مسد/1)
این پاسخ بدیع از بینظیرترین پاسخهای عالم فتوا بشمار میرود و امام هادی(علیه السلام) با استفاده از این آیه نه تنها جواز كنیهگذاری كافر را ثابت میكند بلكه وقوع آن را نیز در قرآن یعنی معتبرترین مدرك فتوا نشان میدهد. متوكل نیز از پاسخ امام هادی (علیه السلام) قانع شد و به آن عمل كرد.(1)
منحرفان از خط امامت
منحرفان از خط امامت

در دوران امام هادی (علیهالسلام) بعضی از افراد و گروههای فرصتطلب با ادعاهای دروغین و نشر مطالب بی اساس سعی در ایجاد اختلاف میان مسلمانان و گمراه كردن آنان داشتند، این گروهها به چند دسته تقسیم میشدند:
1- غُلات(1)
سران این فرقه عبارت بودند از: "علی بن حسكه قمی، محمد بن نصیر نمیری، حسن بن محمد معروف به ابن بابا قمی، فارس بن حاتم قزوینی و قاسم بن یقطین قمی."
"علی بن حسكه"؛ معتقد به الوهیت و ربوبیت حضرت هادی (علیهالسلام) و رسالت و نبوت خود و سقوط همه واجبات و فرایض دینی بود.
"محمد بن نصیر نمیری" نیز با "ابن حسكه" در مسائل فوق هم عقیده بود علاوه بر آن كه قایل به تناسخ بود و ازدواج با محارم و همچنین لواط را روا میشمرد.(2)
پیشوای دهم در برابر افراد یاد شده و عقاید كفرآمیز آنان موضع گرفت و ضمن اظهار بیزاری از آنان، چهره پلید ایشان را برای همگان آشكار كرد و یكی از آنان را كه وجودش برای جامعه اسلامی خطرناك بود "مهدورالدم"(3) دانست و فرمان قتلش را صادر كرد .
امام هادی علیه السلام در پاسخ بعضی شیعیان كه در باره "ابن حسكه" و عقاید باطل او پرسیده بودند نوشت:
در باره این حكم ذكر مطالبی لازم است:
1- افرادی كه در دین غُلو میكنند و در موارد اعتقادی انحراف ایجاد میكنند خطر بسیار زیادی برای دین و مسلمانان دارند.
2- امام معصوم(علیه السلام) چون خیلی خوب حساسیت این خطر را درك میكند، خیلی جدی مقابل غلو كنندگان موضعگیری كرده و حكم قتل صادر مینماید. چرا كه این این افراد مردم زیادی را دچار فساد اعتقادی میكنند.
متوكل ابن سكیت را برای آزمون امام میطلبد
حكمت اختلاف معجزات پیامبران
متوكل ابن سكیت را برای آزمون امام میطلبد

متوكل از عالم بزرگ عصر خویش یعقوب بن اسحاق مشهور به "ابن سكیت" خواست كه از امام هادی علیه السلام سؤالاتی بپرسد تا حضرت از جواب باز ماند و از مقام و شوكت امام بكاهد .
"ابن سكیت" سوالی دشوار آماده كرد. در كاخ عباسی انجمن علمی فراهم شد كه در آن، متكلمین، فقها و در رأس آنان متوكل در آن جمع بودند. ابن سكیت از امام هادی (علیهالسلام) این سؤال را مطرح نمود:
"چرا خداوند معجزات پیامبران را گوناگون قرار داد؟"
"چرا خدا موسی را با معجزه عصا و ید بیضاء، عیسی را با معجزه بهبود بخشیدن به افراد مبتلا به مرض پیسی و نابینا و زنده كردن مردگان و محمد (صلی الله علیه و آله) را با معجزه قرآن و شمشیر مبعوث كرد؟"
ولادت امام هادی علیه السلام مبارك .
گفتاری در مورد زندگی امام هادی
گفتاری در مورد زندگی امام هادی

... در نبرد بین امام هادى (علیهالسّلام) و خلفایى كه در زمان ایشان بودند، آن كس كه ظاهراً و باطناً پیروز شد، حضرت هادى (علیهالسّلام) بود؛ این باید در همهى بیانات و اظهارات ما مورد نظر باشد.
در زمان امامت آن بزرگوار شش خلیفه، یكى پس از دیگرى، آمدند و به درك واصل شدند. آخرین نفر آنها، «معتز» بود - همانطور كه ایشان فرمودند - كه حضرت را شهید كرد و خودش هم به فاصلهى كوتاهى مُرد. این خلفا غالباً با ذلت مردند؛ یكى به دست پسرش كشته شد، دیگرى به دست برادرزادهاش و به همین ترتیب بنىعباس تارومار شدند؛ به عكسِ ... شیعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى (علیهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبهروز وسعت پیدا كرده؛ قوىتر شد
شکوه عظمت در دل مردم
شکوه عظمت در دل مردم

فضایل امام هادی (ع)
1. علم
از آن حضرت در خصوص تنزیه آفریننده تعالى و یگانگى او و نیز پاسخهاى وى در مسایل و علوم مختلف روایات فراوانى نقل شده است. امام هادى (ع) مىفرماید: به راستى خداوند وصف نشود جز بدانچه خودش، خود را وصف كرده. كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجزند و تصورات به كنه او پى نبرند و در دیدهها نگنجد. در نزدیكىاش دور است و در دورىاش نزدیك. چگونگى را پدید كرده بدون آن كه گفته شود خود او چگونه است و مكان را آفریده بدون آن كه خود مكانى داشته باشد، از چگونگى و از مكان بركنار است ، یكتا و یگانه است. شكوه و ابهتش بزرگ و نامهایش پاك است.
2
نور هدایت هادی
نور هدایت هادی

امام(ع) تحت مراقبت شدید
افتراها و خبر چینىها با شكست روبرو گردید
نقش امام(ع) و موضع وى در حوادث
موضع عباسیان در برنامه ریزى امام(ع)
قیام هاى علویان و دعوت براى رضا از آل محمد (ص)
امام هادى علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوار خود، در محیطى بسیار سخت و در وضع بسیار دشوار مىزیست و هم عصر حكومت «متوكل» بود كه به دشمنى با امام (ع) و تعقیب یاران وى و در هم شكستن پایگاه هاى او زبانزد بود و هر روز در اینگونه اعمال پیشتر مىرفت و در دستگاه حاكم نیز این بد رفتاری ها گسترش مىیافت تا آنجا كه متوكل خطر بحران حكومت خویش را احساس كرد و بر آن شد تا با دو روش توأمان در یك اقدام،از بحرانى تر شدن وضع جلوگیرى كند.
1
مختصری از زندگینامه امام هادی(ع)
مختصری از زندگینامه امام هادی(ع)

زندگى ابو الحسن على الهادى ابن محمد الجواد ابن على الرضا ابن موسى الكاظم ابن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زین العابدین بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام.
شیخ در مصباح مىنویسد: روایتشده است كه حضرت ابو الحسن على بن محمد عسكرى (ع) در روز 27 ذى حجه به دنیا آمد. سپس وى مىگوید: ابن عیاش گفته است: میلاد ابو الحسن ثالث روز دوم رجب بوده است. همچنین وى تولد آن حضرت را روز پنجم هم ذكر كرده است. شیخ گوید: ابراهیم بن هاشم قمى گفته است: ابو الحسن عسكرى (ع) در روز سه شنبه سیزدهم رجب از سال 214 هجرى دیده به دنیا گشود».
كلینى در كافى نویسد: آن حضرت در نیمه ذى حجه از سال 212 به دنیا آمد. البته برخى نیز روایت كردهاند كه تولد آن حضرت در ماه رجب و در سال 214 بوده است. در كشف الغمة نیز گفته شده است كه آن حضرت در روز جمعه پا به دنیا گذارد.
ولادت تا شهادت امام هادی (ع
تولد امام دهم شيعيان حضرت امام علی النقی (ع ) را نيمه ذيحجه سال 212 هجری قمری نوشته اند . پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربيت مقام ولايت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نيکو وظيفه مادری را به انجام رسانيد و بدين مأموريت خدايی قيام کرد . نام آن حضرت - علی - کنيه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادي " و " نقي " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود . در اين مدت حضرت علی النقی (ع ) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربيت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . نه تنها تعليم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را امام دهم (ع ) در مدينه عهده دار بود ، و لحظه ای از
آبروی محشر
آبروی محشر

| شَهی که معنی والشمس رویِ انور اوست |
| سواء سوره واللیل مویی از سر اوست |
| به پیش نور رِخَش نور آفتاب کجا |
| که آفتاب خجل از رخ مُنَوَّر اوست |
| به ماه نسبت رویش، عین بی خردی ست |
| مَهِ چهارده آینه برابر اوست |
| غلام درگه آن شاه عرش مقدارم که |
| جبرئیل امین چون غلام، بَر دَرِ اوست |
| ز کهکشان فلک عارض ز من پرسید |
| جواب دادم کاین خط و راه معبر اوست |
| دَهُم امام که او راست یازده معصوم |
| تمام جدّ و پدر جز یکی که مادر اوست |
| ولیِّ مطلق آن حجت و خلیفه ی حق |
| که هفت کاخِ مُطَبَّق، رواق منظر اوست |
| ابوالحسن خَلَفِ متّقی، علیّ نقی |
| که این لقب، شرف تاج و زیب افسر اوست |
| فدای قدر و جلالش که تا خداست خدا |
| لباس عزّت و شوکت قبای پیکر اوست |
| برای ذاکر غیر از دَرَش پناهی نیست |
| که خاکِ درگهِ او آبروی محشر اوست |
دهمین جلوه هستی
دهمین جلوه هستی
مدینه است و شادمانیهای خانه حضرت جواد.
مدینه است و طلوع خورشیدی دیگر در خانه امامت.
مدینه است و شکوفایی دهمین بهار ولایت؛ بهاری که از شکوفه های آسمانی اش، «هدایت» میشکفد و «هادی» امت را به تماشاگران عالم لاهوت معرفی میکند.
تبارک الله از حضور دهمین حجت خداوند در زمین!
تبارک الله از حضور آسمانی فرزندی از فرزندان حضرت رسول صلی الله علیه و آله!
دنیای گل نرگس
دنیای گل نرگس
از فرش تا عرش، امتدادِ فرشته است و نور....
...و مدینه، چشم به راهِ طلوعِ دهمین خورشید، لحظهها را میشمارد.
امشب، دلِ شب، چلچراغی درخشان در آسمانِ مدینه است. امشب، حرم آسمان، چراغانی ست.
ستاره ها، فانوسهایی روشن در دستِ فرشتگان، و ماه، روشن ترین آیینه بر طاقچه آسمان است امشب.
امشب، فرشتگان بر خانه خورشید نُهُم، سبد سبد گلِ بهشتی میپاشند.
امشب، نوزادِ مبارکی به دنیا میآید تا خورشیدِ هدایتِ انسان به ملکوت شود.
او میآید تا پرچمدار علم مکتب جعفری باشد.
او میآید تا با نورِ دانش، ظُلمت «متوکل عباسی» را بشکافد.
او میآید تا خون خدا را در شریان جهان مرده جاری کند.
او میآید تا آسمان را چون کوله باری سبز بر دوش گیرد و رسالت هزاران ساله دین را به مقصد برساند.
خورشید دهم، میآید تا پدر خورشید یازدهم و دنیای گل نرگس باشد.
امشب، مدینه در باغی از عطر گُل محمدی جاری ست.
شانههای شهر، خیس باران گُل و ستاره است.
از هفت آسمان، صدای دَف میبارد.
و آوای تهنیت فرشتگان در ملکوت شب شنیدنی ست.
چراغ فروزان هدایت
چراغ فروزان هدایت
سلام بر نور، بر روشنایی، بر دهمین خورشید!
سلام بر تابناکترین ودیعه الهی در زمین، بر مجد و شرافت، بر پاکی و عزت!
سلام بر او که یادگار فضیلت و پارسایی، سخاوت و پاکیزگی بود!
نخلهای هدایت از برکت دستانش ثمربخش بود و سَحَر از دیدن قامت زیبایش تبسم بر لب داشت.
اشعاري در باره امام هادي
امشب ای دل، مرا شب شادی است
در کف ما برات آزادی است
باب رحمت ز هر طرف شد باز
شب میلاد حضرت هادی(ع) است
ز سوی عرش رحمن، نوید شادی آمد
بشارت ای محبان، امام هادی آمد
کجایی یابن زهرا بده عیدی مارا
که روح عشق و ایمان امام هادی آمد
از کربلا شفایم را بگیر!
از کربلا شفایم را بگیر!
ابوهاشم جعفری میگوید: خدمت حضرت هادی علیه السلام رسیدم، در حالی که حضرت تبدار و مریض بود. پس رو به من کردند وفرمود: «ای ابوهاشم! فردی از دوستان ما را بفرست تا به کربلا رفته، برای بهبودی من دعاکند».
من نیز علی بن بَلال را دیدم و از او خواستم این وظیفه را انجام دهد. او در پاسخ گفت: اطاعت میکنم، ولی وجود مبارک حضرت هادی علیه السلام، از زمین کربلا برتر است؛ زیرا آن حضرت همانند کسی است که در کربلا دفن شده، و دعای ایشان نیز از دعای من در کربلا برتر است.
چون خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم، سخن علی را به حضرت عرض کردم، فرمود: «به او بگو رسول خدا از کعبه و حجرالاسود بالاتر بود، ولی در اطراف کعبه طواف میکرد و به حجرالاسود دست میکشید. به راستی که برای خداوند متعالی زمین هایی است که دوست دارد او را در آنجا بخوانند و دعا کنند و آن گاه دعا را مستجاب نماید. حرم امام حسین علیه السلام از آن زمین هاست».
امام هادی در اینترنت
امام هادی در اینترنت
1. سایت تبیان
بخش خاندان نور در سرویس دین و اندیشه تبیان، گنجینهای ارزشمند از مقالات پیرامون اهل بیت علیه السلام است که یک از رواقهای آن مربوط به حضرت هادی علیه السلام است. این قفسه شامل مقالاتی درباره زندگی آن حضرت، سخنان گهربار ایشان، دوران خلافت، مقالات ادبی و اشعاری در مدح و رثای آن حضرت و موضوعات فراوان دیگری است.
شما میتوانید در آدرس زیر این مجموعه نفیس را ملاحظه نمایید:
www.tebyan.net/index.aspx?pid=449
2. شبکه امام هادی علیهالسلام
آیا جعفر کذاب پسر امام هادی بود؟
آیا جعفر کذاب پسر امام هادی بود؟
آیا امام حسن عسکری علیه السلام برادری به اسم جعفر کذاب داشته است؟ اگر چنین است، پس چگونه او که فرزند امام هادی و تحت تربیت او بود، دچار انحراف گردید؟
در مورد اینکه امام هادی علیه السلام فرزندی به نام جعفر معروف به جعفر کذاب داشته اند، میان مورخین شیعی و حتی غیر شیعی اختلافی نیست.
امام روشناییها
امام روشناییها
کوتاه و خواندنی درباره امام هادی علیه السلام
طوبای فرخنده
در سپیده دمان پانزدهم ذیحجه سال 212 هجری، شعر حیات بر لبان آفرینش جاری شد و زمین را جشن حضور فراگرفت. دهمین صدف دریای آفرینش شکافته شد و گوهر تابنده ای را بر صفحه فطرت به نمایش گذاشت تا چشم هر بیننده ای از فروغ فروزانش خیره گردد. گلی از عترت یاس در شهر رسالت در دامان موسای زمان و جوادآل محمد علیه السلام جوانه زد و سرای آن امام همام را از شمیم عِطر دل انگیزش پر ساخت. او راکه فقیه بود و پرهیزکار، هادی نامیدند تا نویدی باشد از صبح هدایت در دنیای قحط زده ایمان؛ او که با حضورش، جهانی را ریزه خوارِ خوان نعمت خود ساخت.
شباهت به پدر
هنگامی که امام جواد علیه السلام بنا به دعوت اجباری معتصم عباسی میخواست از مدینه به سوی بغداد حرکت کند، حضرت هادی علیه السلام را که کودکی بیش نبود در آغوش گرفت و فرمود: چه دوست داری تا از عراق برایت بیاورم؟
نسیمی که همراه او بود!
نسیمی که همراه او بود!
متوکل با خشم مینمود: «هیچ کس در تالار قصر نماند! زود حاجب را خبر کنید تا به این جا بیاید!»
او تنهاست و رو بروی مجسمه شیر خشک شده ای که با چشم های باز و تیزش از بالای بلندی، به او خیره شده، ایستاده است. متوکل گردی وسط تالار را یک دور میزند. برافروخته و متزلزل. اما نمیخواهد مثل بیش تر وقتها از سرخشم لب های درشتش را از هم باز کند و یک نفس نعره بزند و صدای درشتش در تالار بپیچد بعد حاجب و درباریان و نگهبانان را ببیند که با ترس بسیار، به پایش میافتند و او را سجده میکنند. میخواهد آرام بماند تا حاجب زیرک از راه برسد و دستور تازه امیر را از گوش جان بشنود و خودش را برای اجرای فوری آن، به تب و تاب بیندازد.
هفت گفتار از امام هادی علیه السلام
هفت گفتار از امام هادی علیه السلام
طلیعه
حضرت امام علی النقی علیه السلام در نیمه دوم ماه ذی الحجه، سال 212 ق در اطراف مدینه و در منطقه «صریا» چشم به جهان گشود. پدر گرامی اش حضرت جواد علیه السلام و مادر ارجمندش سمانه مغربیه از بانوان با فضیلت تاریخ میباشد. مشهورترین القاب آن گرامی نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب، متوکل و عسکری است و در برخی منابع «ابوالحسن الثالث» و «فقیه عسکری» نیز گفتهاند.
آن بزرگوار در سال 220 و در هشت سالگی به مقام خطیر امامت نائل گردید و به مدت 33 سال رهبری اهل ایمان را عهده دار بود. امام هادی علیه السلام دوران امامت خویش را با خلفاء ستمگر عباسی همچون معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز سپری کرد.
به مناسبت ولادت آن رهبر والای شیعیان جهان به فرازهایی از گفتارهای هدایتگرش گوش جان میسپاریم.
عظمت باری تعالی
دعای مستجاب در کنار قبر امام هادی علیه السلام
دعای مستجاب در کنار قبر امام هادی علیه السلام
یکی از دوستان امام هادی علیه السلام میگوید: به حضرت گفتم: ای آقای من! به من دعایی بیاموز که از آن نتیجه بگیرم.
امام هادی علیه السلام فرمود: «من در بسیاری از اوقات، خدا را با این دعا میخوانم و از خدا خواسته ام هر کسی این دعا را در کنار قبرم بخواند، خداوند او را ناامید نکند و آن این است: «ای یاور من در هنگام یاری ها، ای امید و محل اعتماد من، ای پناهگاه و تکیه گاه استوار، ای یکتا، ای بی همتا! از درگاهت مسئلت دارم به حق آن مخلوقاتی که هیچ کس را در مقام، مانند آنها نیافریدی، بر جماعت آنها رحمت فرست و حاجتها و نیازهای مرا برآورد
گوشت حرام برای درندگان
گوشت حرام برای درندگان
پاسخ به ادّعاى بى مورد

قطب راوندى گوید:
در دوران متوكّل زنى ادعا كرد كه من زینب دختر فاطمه زهرا علیهاالسلام مى باشم .
متوكّل گفت : از زمان زینب تا به حال سال ها گذشته و تو جوانى ؟
گفت : رسول خدا صلى الله علیه و آله دست بر سر من كشید و دعا كرد كه در هر چهل سال جوانى من باز گردد.
متوكّل مشایخ آل ابوطالب و اولاد عباس و قریش را طلبید. همه گفتند: او دروغ مى گوید، زینب در فلان سال وفات كرده است .
امام شناسی با جامعه کبیره
امام شناسی با جامعه کبیره
جامعه كبیره

هر یك از امامان ما - كه همواره درودهاى خداوند بر انوار مقدس آنان باد - نه تنها راهبر امت و بیانگر احكام اسلام و قرآن بودند كه نور الهى بر زمین ، و حجت كامل حق بر همه جهانیان و محور كاینات هستى و واسطه فیض میان آفریدگار و آفریدگان و آیینه نورانى كمالات ماورایى و برترین قله فضیلت هاى انسانى و مجموعه همه خیرها و نیكى ها و تجلى گاه علم و قدرت خداى متعال و نمونه كامل انسان واصل به خدا و معصوم از سهو و نسیان و خطا و در ارتباط با ملكوت گیتى و جهان غیب و فرشتگان و آگاه به گذشته و آینده دنیا و آخرت و گنجینه اسرار الهى و وارث همه كمالات پیامبران نیز بوده اند؛ آرى وجود مبارك محمّد و آل محمّد صلّى الله علیه و آله و سلم مركز پرگار وجود، و سیطره ولایت ارجمندشان فوق ولایت پیامبران و رسولان است و چنان است كه براى غیر ایشان قابل درك نیست و به اراده خداى سبحان ، ویژه پیامبر صلّى الله علیه و آله و سلم و اهل بیت معصوم علیهم السلام اوست و هیچ طمع كننده اى در آن امكان طمع ندارد.
نافع ترین دوستى
نافع ترین دوستى
دعا براى نوزاد پسر

ایوب بن نوح گوید:
طى نامه اى به امام هادى علیه السلام نوشتم : همسرم باردار است و از شما مى خواهم دعا كنید كه خداوند پسرى به من عنایت فرماید.
حضرت در جواب نوشتند: خداوند به تو پسرى عطا مى كند، نام او را محمد بگذار.
طولى نكشید كه صاحب فرزند پسرى شدم و نام او را محمد نهادم
.(1)
امام هادی میخواهد تو را شاد کند
امام هادی میخواهد تو را شاد کند
امام هادی علیه السلام تا آخرین لحظات عمر گران بهای خویش، دست از تربیت شیعیان و دوستدارانشان برنداشت. در تاریخ آمده که یکی از دوستان ایشان، به نام أبودُعامه برای عیادت به محضرش رسید.
امام هادی علیه السلام به هنگام بازگشت به او فرمود: «حق تو بر من واجب شد. میخواهی حدیثی برای تو نقل کنم تا شاد شوی؟»
ابودعامه عرض کرد: آری بسیار دوست دارم و به آن نیازمندم.
امام هادی علیه السلام فرمود: بنویس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ایمان آن است که دلها آن را با کمال احترام بپذیرند و رفتارها آن را تصدیق کنند؛ ولی اسلام آن است که زبان به آن حرکت میکند و ازدواج با آن حلال میشود».
روز خشنودى و رضا
روز خشنودى و رضا
سپاس از نعمت ها

ابوهاشم جعفرى مى گوید: یك بار فقر شدیدى به من روى آورد، خدمت امام هادى علیه السلام شرفیاب شدم و چون اجازه دادند نشستم .
فرمود: اى اباهاشم ! شكر كدام یك از نعمت هاى خدا را كه به تو عطا فرموده ، مى توانى به جاى آورى ؟
من سكوت كردم و ندانستم چه بگویم .
امام علیه السلام خود فرمود: خدا به تو ایمان عطا كرد و به جهت آن بدنت را از آتش دوزخ بازداشت . خدا به تو صحت و عافیت عطا كرد و تو را بر اطاعت خود یارى فرمود. خدا به تو قناعت عطا كرد و بدین وسیله آبروى تو را حفظ نمود.
آنگاه فرمود: اى اباهاشم ! من به این مطلب آغاز كردم ؛ چون گمان مى كنم تو مى خواهى از كسى كه این همه نعمت به تو عطا كرده است نزد من شكوه كنى . من دستور دادم صد دینار طلا به تو بدهند، آن را بگیر(1).
آفتاب عزّت از عرش جلال آمد پدید
آفتاب عزّت از عرش جلال آمد پدید

آفتاب عزّت از عرش جلال آمد پدید
روز عید شادمانى را هلال آمد پدید
عاشقان احساس مستی می کنند
عاشقان احساس مستی می کنند

امشب از جام ولایت سر خوشم
از دل و جان باده را سر می کشم
میکده دارد هوای دیگری
در طرب آورده می را ساغری
نور دهم! امام علیالنقی، سلام
نور دهم! امام علیالنقی، سلام
لام
هادی! امامنا التقی المتقی، سلام
نور دهم! امام علیالنقی، سلام
فیض مدام، سلسله نورِ دائمی
پور جواد ابن رضا سبط کاظمی
چهل حدیث از حضرت امام هادی علیه السلام .
چهل حديث منتخب از علی بن محمد الهادی علیه السلام |
قالَ الا مامُ اءبو الحسن ، علىّ الهادى صلوات اللّه و سلامه عليه :
1 مَنِ اتَّقىَ
اللّهَ يُتَّقى ، وَمَنْ اءطاعَ اللّهَ
يُطاعُ، وَ مَنْ اءطاعَ الْخالِقَ لَمْ
يُبالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقينَ، وَمَنْ
اءسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ اءنْ يَحِلَّ
بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقينَ.(62)
ترجمه :
فرمود: كسى كه تقوى الهى را رعايت نمايد و
مطيع احكام و مقرّرات الهى باشد، ديگران
مطيع او مى شوند.
و هر شخصى كه اطاعت از خالق نمايد، باكى
از دشمنى و عداوت انسان ها نخواهد داشت ؛
و چنانچه خداى متعال را با معصيت و
نافرمانى خود به غضب درآورد، پس سزاوار
است كه مورد خشم و دشمنى انسان ها قرار
گيرد.
2 قالَ عليه السلام
: مَنْ اءنِسَ بِاللّهِ اسْتَوحَشَ مِنَ
النّاسِ، وَعَلامَةُ الاُْنْسِ بِاللّهِ
الْوَحْشَةُ مِنَ النّاسِ.(63)
ترجمه :
فرمود: كسى كه با خداوند متعال مونس باشد
و او را اءنيس خود بداند، از مردم احساس
وحشت مى كند.
و علامت و نشانه اءنس با خداوند وحشت از
مردم است يعنى از غير خدا نهراسيدن و از
مردم احتياط و دورى كردن .
3
گوشه ای از کرامت ها و شگفتی های امام هادی (ع)
گوشه ای از کرامت ها و شگفتی های امام هادی (ع) |
امامان معصوم علیهم السلام به جهت مقام عصمت و امامت ، از ارتباط ویژه با خداى متعال و جهان غیب برخوردار بوده اند و مانند پیامبران الهى معجزات و كراماتى داشته اند كه مؤیّد مقام امامت و ارتباط آنان با خدا مى بود. نمونه هایى از علم و قدرت الهى آن بزرگواران در موارد مناسب - باذن الله - بروز و ظهور مى كرد، و موجب پرورش و تربیت پیروان و اطمینان خاطر آنان مى شد و نیز حجت و دلیل آشكارى بر حقانیت آن گرامیان محسوب مى گردید.
از امام هادى علیه السلام نیز كرامات و معجزات بسیارى مشاهده شد که چند نمونه را ذكر مى كنیم .
ولادت امام هادی علیه السلام
تبریکامام علی النقی پیشوای دهم شیعیان و دوازدهمین نور از انوار عصمت و طهارت، در نیمه ذی الحجه سال 212، در محلی در حوالی مدینه، چشم به جهان گشود و با نور وجودش جهان را غرق در سرور کرد و لطف خدا از دریچه پر فیض وجودش جاری شد. آسمان و زمین مدینه ازندای تبریک و تهنیت فرشتگان مقرب الهی پر شد و قلب آسمانیان به دمیدن خورشیدی دیگر در آسمان ولایت شادمان گشت. خجسته باد میلاد فرخنده و پر نورش. میلاد نورامروز صدای هلهله فرشتگان در آسمان مدینه شوری تازه بر پا کرده است. خانه امام جواد علیه السلام را شوری دیگر در بر گرفته است. غنچه ای از تبار عصمت، در بوستان آل طه شکفته و عطر وجودش شیفتگان را سرمست کرده است. امام جواد علیه السلام فرزند گرامی اش را در آغوش گرفته و نور امامت و ولایت را در پیشانی مبارکش می نگرد. جانشینی دیگر برای نور افشانی پا به عرصه وجود نهاد. تالطف خدا هم چنان بر بندگان صالحش فرو بارد. جوشیدن این چشمه سار رحمت و مهر بر عاشقان ولایت مبارک و فرخنده باد. |
حضرت امام هادی (ع)
1- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : مَنِ اتَّقي اللهَ يُتَّقي، وَ مَنْ أطاعَ اللّهَ يُطاعُ، وَ مَنْ أطاعَ الْخالِقَ لَمْ يُبالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقينَ، وَمَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ يَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقينَ.
«بحارالأنوار، ج 68، ص 182، ح 41»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: كسي كه تقوي الهي را رعايت نمايد و مطيع احكام و مقرّرات الهي باشد، ديگران مطيع او مي شوند و هر شخصي كه اطاعت از خالق نمايد، باكي از دشمني و عداوت انسان ها نخواهد داشت; و چنانچه خداي متعال را با معصيت و نافرماني خود به غضب درآورد، پس سزاوار است كه مورد خشم و دشمني انسان ها قرار گيرد.
2- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : مَنْ أنِسَ بِاللّهِ اسْتَوحَشَ مِنَ النّاسِ، وَعَلامَةُ الاُْنْسِ بِاللّهِ الْوَحْشَةُ مِنَ النّاسِ.
«عُدّة الداعي، ص 208»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: كسي كه با خداوند متعال مونس باشد و او را أنيس خود بداند، از مردم احساس وحشت مي كند.
و علامت و نشانه أنس با خداوند وحشت از مردم است ـ يعني از غير خدا نهراسيدن و از مردم احتياط و دوري كردن ـ..
3- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : السَّهَرَ أُلَذُّ الْمَنامِ، وَ الْجُوعُ يَزيدُ في طيبِ الطَّعامِ.
«بحارالانوار، ج 84، ص 172»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: شب زنده داري، خواب بعد از آن را لذيذ مي گرداند; و گرسنگي در خوشمزگي طعام مي افزايد ـ يعني هر چه انسان كمتر بخوابد بيشتر از خواب لذت مي برد و هر چه كم خوراك باشد مزّه غذا گواراتر خواهد بود.
4- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ كَدِرْتَ عَلَيْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّكَ إلَيْهِ، فَإنَّما قَلْبُ غَيْرِكَ كَقَلْبِكَ لَهُ.
«بحار الأنوار، ج 75، ص 369، ح 4»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: از كسي كه نسبت به او كدورت و كينه داري، صميّميت و محبّت مجوي. همچنين از كسي كه نسبت به او بدگمان هستي، نصيحت و موعظه طلب نكن، چون كه ديدگاه و افكار ديگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آن ها مي باشد.
5- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : الْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَالزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَالْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إلَي الْغَمْطِ وَالْجَهْلِ، وَالبُخْلُ أذَمُّ الاْخْلاقِ، وَالطَّمَعُ سَجيَّةٌ سَيِّئَةٌ.
«بحارالأنوار، ج 69، ص 199، ح 27»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: حسد موجب نابودي ارزش و ثواب حسنات مي گردد. تكبّر و خودخواهي جذب كننده دشمني و عداوت افراد مي باشد. عُجب و خودبيني مانع تحصيل علم خواهد بود و در نتيجه شخص را در پَستي و ناداني نگه مي دارد. بخيل بودن بدترين اخلاق است; و نيز طَمَع داشتن خصلتي ناپسند و زشت مي باشد.
6- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : الْهَزْلُ فكاهَةُ السُّفَهاءِ، وَ صَناعَةُ الْجُهّالِ.
«الدرّة الباهرة، ص 42»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: مسخره كردن و شوخي هاي - بي مورد - از بي خردي است و كار انسان هاي نادان مي باشد.
7- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : الدُّنْيا سُوقٌ رَبِحَ فيها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.
«أعيان الشّيعة، ج 2، ص 39»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: دنيا همانند بازاري است كه عدّه اي در آن ـ براي آخرت ـ سود مي برند و عدّه اي ديگر ضرر و خسارت متحمّل مي شوند.
8- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : النّاسُ فِي الدُّنْيا بِالاْمْوالِ وَ فِي الاْخِرَةِ بِالاْعْمالِ.
«أعيان الشّيعة، ج 2، ص 39»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: مردم در دنيا به وسيله ثروت و تجمّلات شهرت مي يابند ولي در آخرت به وسيله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد.
9- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : مُخالَطَةُ الاْشْرارِ تَدُلُّ عَلي شِرارِ مَنْ يُخالِطُهُمْ.
«مستدرك الوسائل، ج 12، ص 308، ح 14162»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: همنشين شدن و معاشرت با افراد شرور نشانه پستي و شرارت تو خواهد بود.
10- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : أهْلُ قُمْ وَ أهْلُ آبَةِ مَغْفُورٌ لَهُمْ، لِزيارَتِهِمْ لِجَدّي عَلي ابْنِ مُوسَي الرِّضا - عليه السلام - بِطُوس، ألا وَ مَنْ زارَهُ فَأصابَهُ في طَريقِهِ قَطْرَةٌ مِنَ السَّماءِ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَي النّارِ.
«عيون أخبار الرّضا - عليه السلام -، ج 2، ص 260، ح 22»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: أهالي قم و أهالي آبه ـ يكي از روستاهاي حوالي ساوه ـ آمرزيده هستند به جهت آن كه جدّم امام رضا - عليه السلام - را در شهر طوس زيارت مي كنند. و سپس حضرت افزود: هر كه جدّم امام رضا - عليه السلام - را زيارت كند و در مسير راه صدمه و سختي تحمّل كند خداوند آتش را بر بدن او حرام مي گرداند.
11- عَنْ يَعْقُوبِ بْنِ السِّكيتْ، قالَ: سَألْتُ أبَاالْحَسَنِ الْهادي - عليه السلام - : ما بالُ الْقُرْآنِ لا يَزْدادُ عَلَي النَّشْرِ وَالدَّرْسِ إلاّ غَضاضَة؟
قالَ - عليه السلام - : إنَّ اللّهَ تَعالي لَمْ يَجْعَلْهُ لِزَمان دُونَ زَمان، وَلالِناس دُونَ ناس، فَهُوَ في كُلِّ زَمان جَديدٌ وَ عِنْدَ كُلِّ قَوْم غَضٌّ إلي يَوْمِ الْقِيامَةِ.
«أمالي شيخ طوسي، ج 2، ص 580، ح 8»
يكي از اصحاب حضرت به نام ابن سِكيّت گويد: از امام هادي - عليه السلام - سؤال كردم: چرا قرآن با مرور زمان و زياد خواندن و تكرار، كهنه و مندرس نمي شود; بلكه هميشه حالتي تازه و جديد در آن وجود دارد؟ امام - عليه السلام - فرمود: چون كه خداوند متعال قرآن را براي زمان خاصّي و يا طايفه اي مخصوص قرار نداده است; بلكه براي تمام دوران ها و تمامي اقشار مردم فرستاده است، به همين جهت هميشه حالت جديد و تازه اي دارد و براي جوامع بشري تا روز قيامت قابل عمل و اجراء مي باشد.
12- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : الْغَضَبُ عَلي مَنْ لا تَمْلِكُ عَجْزٌ، وَ عَلي مَنْ تَمْلِكُ لُؤْمٌ.
«مستدرك الوسائل، ج 12، ص 11، ح 13376»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: غضب و تندي در مقابل آن كسي كه توان مقابله با او را نداري، علامت عجز و ناتواني است، ولي در مقابل كسي كه توان مقابله و رو در روئي او را داري علامت پستي و رذالت است.
13- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : يَاْتي عَلماءُ شيعَتِنا الْقَوّامُونَ بِضُعَفاءِ مُحِبّينا وَ أهْلِ وِلايَتِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ، وَالاْنْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تيجانِهِمْ.
«بحارالأنوار، ج 2، ص 6»
فرمود: علماء و دانشمنداني كه به فرياد دوستان و پيروان ما برسند و از آن ها رفع مشكل نمايند، روز قيامت در حالي محشور مي شوند كه تاج درخشاني بر سر دارند و نور از آن ها مي درخشد.
14- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : لِبَعْضِ قَهارِمَتِهِ: اسْتَكْثِرُوا لَنا مِنَ الْباذِنْجانِ، فَإنَّهُ حارٌّ في وَقْتِ الْحَرارَةِ، بارِدٌ في وَقْتِ الْبُرُودَةِ، مُعْتَدِلٌ فِي الاْوقاتِ كُلِّها، جَيِّدٌ عَلي كلِّ حال.
«الكافي، ج 6، ص 373، ح 2»
امام هادي - عليه السلام - به بعضي از غلامان خود فرمود: بيشتر براي ما بادمجان پخت نمائيد كه در فصل گرما، گرم و در فصل سرما، سرد است; و در تمام دوران سال معتدل مي باشد و در هر حال مفيد است.
15- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : التَّسْريحُ بِمِشْطِ الْعاجِ يُنْبُتُ الشَّعْرَ فِي الرَّأسِ، وَ يَطْرُدُ الدُّودَ مِنَ الدِّماغِ، وَ يُطْفِيءُ الْمِرارَ، وَ يَتَّقِي اللِّثةَ وَ الْعَمُورَ.
«بحارالأنوار، ج 73، ص 115، ح 16»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: شانه كردن موها به وسيله شانه عاج، سبب روئيدن و افزايش مو مي باشد، همچنين سبب نابودي كرم هاي درون سر و مُخ خواهد شد و موجب سلامتي فكّ و لثه ها مي گردد.
16- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : اُذكُرْ مَصْرَعَكَ بَيْنَ يَدَي أهْلِكَ لا طَبيبٌ يَمْنَعُكَ، وَ لا حَبيبٌ يَنْفَعُكَ.
«أعلام الدّين، ص 311»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: بياد آور و فراموش نكن آن حالت و موقعي را كه در ميان جمع اعضاء خانواده و آشنايان قرار مي گيري و لحظات آخر عمرت سپري مي شود و هيچ پزشكي و دوستي ـ و ثروتي ـ نمي تواند تو را از آن حالت نجات دهد.
17- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : إنَّ الْحَرامَ لا يَنْمي، وَإنْ نَمي لا يُبارَكُ فيهِ، وَ ما أَنْفَقَهُ لَمْ يُؤْجَرْ عَلَيْهِ، وَ ما خَلَّفَهُ كانَ زادَهُ إلَي النّارِ.
«الكافي، ج 5، ص 125، ح 7»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: همانا ـ اموال ـ حرام، رشد و نموّ ندارد و اگر هم احياناً رشد كند و زياد شود بركتي نخواهد داشت و با خوشي مصرف نمي گردد. و آنچه را از اموال حرام انفاق و كمك كرده باشد أجر و پاداشي برايش نيست و هر مقداري كه براي بعد از خود به هر عنوان باقي گذارد معاقب مي گردد.
18- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : اَلْحِكْمَةُ لا تَنْجَعُ فِي الطِّباعِ الْفاسِدَةِ.
«نزهة النّاظر و تنبيه الخاطر، ص 141، ح 23»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: حكمت اثري در دل ها و قلب هاي فاسد نمي گذارد.
19- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : مَنْ رَضِي عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَيْهِ.
«بحارالأنوار، ج 69، ص 316، ح 24»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: هر كه از خود راضي باشد بدگويان او زياد خواهند شد.
20- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : اَلْمُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتان.
«بحارالأنوار، ج 75، ص 369»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: مصيبتي كه بر كسي وارد شود و صبر و تحمّل نمايد، تنها يك ناراحتي است; ولي چنانچه فرياد بزند و جزع كند دو ناراحتي خواهد داشت.
21- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : اِنّ لِلّهِ بِقاعاً يُحِبُّ أنْ يُدْعي فيها فَيَسْتَجيبُ لِمَنْ دَعاهُ، وَالْحيرُ مِنْها.
«بحارالأنوار، ج 98، ص 130، ح 34.»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: براي خداوند بقعه ها و مكان هائي است كه دوست دارد در آن ها خدا خوانده شود تا آن كه دعاها را مستجاب گرداند كه يكي از بُقْعه ها حائر و حرم امام حسين - عليه السلام - خواهد بود.
22- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : اِنّ اللّهَ هُوَ الْمُثيبُ وَالْمُعاقِبُ وَالْمُجازي بِالاَْعْمالِ عاجِلاً وَآجِلاً.
«بحارالأنوار، ج 59، ص 2»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: همانا تنها كسي كه ثواب مي دهد و عِقاب مي كند و كارها را در همان لحظه يا در آينده پاداش مي دهد، خداوند خواهد بود.
23- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : مَنْ هانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأمَنْ شَرَّهُ.
«تحف العقول، ص 383»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: هركس به خويشتن إهانت كند و كنترل نفس نداشته باشد خود را از شرّ او در أمان ندان.
24- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : اَلتَّواضُعُ أنْ تُعْطَيَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.
«محجّة البيضاء، ج 5، ص 225»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: تواضع و فروتني چنان است كه با مردم چنان كني كه دوست داري با تو آن كنند.
25- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : اِنّ الْجِسْمَ مُحْدَثٌ وَاللّهُ مُحْدِثُهُ وَ مُجَسِّمُهُ.
«بحارالأنوار، ج 57، ص 81، ح 51»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: همانا اجسام، جديد و پديده هستند و خداوند متعال به وجود آورنده و تجسّم بخش آن ها است.
26- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : لَمْ يَزَلِ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَيْئي مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْياءَ بَديعاً، وَاخْتارَ لِنَفْسِهِ أحْسَنَ الاْسْماء.
«بحارالانوار، ج 57، ص 83، ح 64»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: خداوند از أزَل، تنها بود و چيزي با او نبود، تمام موجودات را با قدرت خود آفريده، و بهترين نام ها را براي خود برگزيد.
27- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : اِذا قامَ الْقائِمُ يَقْضي بَيْنَ النّاسِ بِعِلْمِهِ كَقَضاءِ داوُد - عليه السلام - وَ لا يَسْئَلُ الْبَيِّنَةَ.
«بحارالأنوار، ج 50، ص 264، ح 24»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: زماني كه حضرت حجّت (عجّ) قيام نمايد در بين مردم به علم خويش قضاوت مي نمايد; همانند حضرت داود - عليه السلام - كه از دليل و شاهد سؤال نمي فرمايد.
28- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : مَنْ اَطاعَ الْخالِقَ لَمْ يُبالِ بِسَخَطِ الْمَخْلُوقينَ وَ مَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ يَحِلَّ بِهِ الْمَخْلُوقينَ.
«بحارالأنوار، ج 50، ص 177، ح 56»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: هركس مطيع و پيرو خدا باشد از قهر و كارشكني ديگران باكي نخواهد داشت.
29- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : اَلْعِلْمُ وِراثَةٌ كَريمَةٌ وَالاْدَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَالْفِكْرَةُ مِرْآتٌ صافَيةٌ.
«مستدرك الوسائل، ج 11، ص 184، ح 4»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: علم و دانش بهترين يادبود براي انتقال به ديگران است، ادب زيباترين نيكي ها است و فكر و انديشه آئينه صاف و تزيين كننده اعمال و برنامه ها است.
30- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ، داع إلي الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ.
«بحارالأنوار، ج 75، ص 369»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: خودبيني و غرور، انسان را از تحصيل علوم باز مي دارد و به سمت حقارت و ناداني مي كشاند.
31- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : لا تُخَيِّبْ راجيكَ فَيَمْقُتَكَ اللّهُ وَ يُعاديكَ.
«بحارالأنوار، ج 75، ص 173، ح 2»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: كسي كه به تو اميد بسته است نااميدش مگردان، وگرنه مورد غضب خداوند قرار خواهي گرفت.
32- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : الْعِتابُ مِفْتاحُ التَّقالي، وَالعِتابُ خَيْرٌ مِنَ الْحِقْدِ.
«نزهة النّاظر، ص 139، ح 12»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: (مواظب باش كه) عتاب و پرخاش گري، مقدّمه و كليد غضب است، ولي در هر حال پرخاش گري نسبت به كينه و دشمني دروني بهتر است (چون كينه، ضررهاي خظرناك تري را در بردارد).
33- وَ قالَ - عليه السلام - : مَا اسْتَراحَ ذُو الْحِرْصِ.
«مستدرك الوسائل، ج 2، ص 336، ح 11»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: شخص طمّاع و حريص ـ نسبت به اموال و تجمّلات دنيا ـ هيچگاه آسايش و استراحت نخواهد داشت.
34- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : الْغِني قِلَّةُ تَمَنّيكَ، وَالرّضا بِما يَكْفيكَ، وَ الْفَقْرُ شَرَهُ النّفْسِ وَ شِدَّةُ القُنُوطِ، وَالدِّقَّةُ إتّباعُ الْيَسيرِ وَالنَّظَرُ فِي الْحَقيرِ.
«الدّرّة الباهرة، ص 14»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: بي نيازي و توانگري در آن است كه كمتر آرزو و توقّع باشد و به آنچه موجود و حاضر است راضي و قانع گردي، وليكن فقر و تهي دستي در آن موقعي است كه آرزوهاي نفساني اهميّت داده شود، امّا دقّت و توجّه به مسائل، اهميّت دادن به امكانات موجود و مصرف و استفاده صحيح از آن ها است، اگر چه ناچيز و كم باشد.
35- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : الاِْمامُ بَعْدي الْحَسَنِ، وَ بَعْدَهُ ابْنُهُ الْقائِمُ الَّذي يَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.
«بحارالأنوار، ج 50، ص 239، ح 4»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: امام و خليفه بعد از من (فرزندم) حسن; و بعد از او فرزندش مهدي ـ موعود(عليهما السلام)ـ مي باشد كه زمين را پر از عدل و داد مي نمايد، همان طوري كه پر از ظلم و ستم گشته باشد.
36- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : إذا كانَ زَمانُ الْعَدْلِ فيهِ أغْلَبُ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أنْ يُظُنَّ بِأحَد سُوءاً حَتّي يُعْلَمَ ذلِكَ مِنْهُ.
«بحارالأنوار، ج 73، ص 197، ح 17»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: در آن زماني كه عدالت اجتماعي، حاكم و غالب بر تباهي باشد، نبايد به شخصي بدگمان بود مگر آن كه يقين و معلوم باشد.
37- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : إنَّ لِشيعَتِنا بِوِلايَتِنا لَعِصْمَةٌ، لَوْ سَلَكُوا بِها في لُجَّةِ الْبِحارِ الْغامِرَةِ.
«بحارالأنوار، ج 50، ص 215، ح 1»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: همانا ولايت ما اهل بيت براي شيعيان و دوستانمان پناهگاه أمني مي باشد كه چنانچه در همه امور به آن تمسّك جويند، بر تمام مشكلات (مادّي و معنوي) فايق آيند.
38- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : يا داوُدُ لَوْ قُلْتَ: إنَّ تارِكَ التَّقيَّةَ كَتارِكِ الصَّلاةِ لَكُنتَ صادِقاً.
«وسائل الشّيعة، ج 16، ص 211، ح 21382»
امام هادي - عليه السلام - به يكي از اصحابش - به نام داود صرّمي - فرمود: اگر قائل شوي كه ترك تقيّه همانند ترك نماز است، صادق خواهي بود.
39- قالَ: سَألْتُهُ عَنِ الْحِلْمِ؟ فَقالَ - عليه السلام - : هُوَ أنْ تَمْلِكَ نَفْسَكَ وَ تَكْظِمَ غَيْظَكَ، وَ لا يَكُونَ ذلَكَ إلاّ مَعَ الْقُدْرَةِ.
«مستدرك الوسائل، ج 2، ص 304، ح 17»
يكي از اصحاب از امام هادي - عليه السلام - پيرامون معناي حِلم و بردباري سؤال نمود؟ حضرت در پاسخ فرمود: اين كه در هر حال مالك نَفْس خود باشي و خشم خود را فرو بري و آن را خاموش نمائي و اين تحمّل و بردباري در حالي باشد كه توان مقابله با شخصي را داشته باشي.
40- قالَ الإمامُ الهادي - عليه السلام - : اِنّ اللّهَ جَعَلَ الدّنيا دارَ بَلْوي وَالاْخِرَةَ دارَ عُقْبي، وَ جَعَلَ بَلْوي الدّنيا لِثوابِ الاْخِرَةِ سَبَباً وَ ثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلْوَي الدّنيا عِوَضاً.
«تحف العقول، ص 358»
امام هادي - عليه السلام - فرمود: همانا خداوند، دنيا را جايگاه بلاها و امتحانات و مشكلات قرار داد; و آخرت را جايگاه نتيجه گيري زحمات، پس بلاها و زحمات و سختي هاي دنيا را وسيله رسيدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنيا را در آخرت عطا مي فرمايد.











به نام خالق هستی روستای بیناباج از توابع بخش نیمبلوک و در فاصله ۶۷کیلومتری از مرکزشهرستان قاین در دامنه کوهستانهای سیاهکوه بیناباج واقع شده و به بام خراسان جنوبی مشهور است